استتار و دفاع در حیوانات

 

قایم موشک بازی:

بیشتر حیوانات برای یافتن شکار، یا ایمنی از حیوانات شکارچی، باید از دید مخفی بمانند تا بتوانند به حیات خویش ادامه دهند. آنها با استفاده از ترفندهای گوناگون توانسته­اند خود را با محیطی که در آن زندگی می­کنند، هم­رنگ سازند.

 نقره­ماهی با متلاطم کردن آب، به حدی که بدن نقره­ای رنگش مانند امواج آب بدرخشد، خود را از دید دشمنان پنهان می­کند. حتی رنگین ترین حشرات هم با شباهتی که به گلبرگ­ها دارند، می­توانند در میان گلبرگ­های گل­ها نامریی شوند. خطوط و نقش و نگارهای بدن یک حیوان نیز، موجب در هم شکستن چارچوب پیکر او می­شود؛ درنتیجه از فاصله­ی دور شناسایی آن را غیر ممکن می­سازد.

بدن نرم قورباغه و وزغ­ها، غذایی خوشمزه­ای برای انواع حیوانات و پرندگان است. اما آنها با سنگ­ها و رودخانه­های پیرامون خود به خوبی هم­رنگ شده­اند تا استتار کنند؛ درنتیجه از دید دشمنان در امان می­مانند. نقش و نگار، و رنگ­آمیزی، از جمله عوامل مهم در استتار به شمار می­روند. دوزیستانی که در خشکی زندگی می­کنند، مثلا قورباغه­ی شاخدار آمریکای لاتین، برای استتار از نقش و نگار و رنگ­های گوناگون پوست بدنشان کمک می­گیرند؛ بدین ترتیب در اثر شباهت به برگ­های مرده و پوسیده­ی کف جنگل، از دید پنهان می­مانند. قورباغه شاخدار آمریکای لاتین، در کف جنگل و میان برگ­های پوسیده مخفی می­شود و در انتظار طعمه می­نشیند. وقتی شکار نزدیک شود، به سرعت به طرف او جست می­زند و شکارش می­کند.

نقش و نگارهای سطح بال­های شب­پره­های فلفلی، هنگامیکه روی تنه­ی درختان می­نشینند، آنها را از دید دشمن در امان نگاه می­دارد. در گذشته، بال شاپرک­های خاکستری، هنگام نشستن روی تنه درختان، با درخت هم­رنگ می­شد و به خوبی استتار می­کردند. اما از حدود 200 سال پیش، آلودگی هوا، موجب تیره شدن پوست تنه­های درختان شد؛ در نتیجه پرندگان مهاجم توانستند شاپرک­های خاکستری را روی تنه­های تیره­رنگ، شناسایی و شکار کنند. به تدیج فقط شب­پره­های تیره­رنگ باقی ماندند و توانستند نسل خود را ادامه دهند.

حتی پانداهای غول­پیکر هم می­توانند نادیدنی باشند! شاید فکر کنید دیدن سیاهی و سفیدی آشکار پوست پانداها، کار خیلی آسانی است. اما همین رنگ­آمیزی آنها را در میان کوه­های پوشیده از برف، از دید دشمنانش مخفی نگاه می­دارد. حتی در تابستان نیز چارچوب پیکر پانداها در میان درختان جنگل خیزران، چنان با محیط هم­رنگ می­شود که تشخیص آنها را مشکل می­سازد.

 

 

بچه­های حیوانات:

بچه­های حیوانات همیشه در خطر حمله­ی حیوانات مهاجم و شکارچی قرار دارند. اما نقش و نگار و رنگ بچه­ها، که موجب هم­رنگی آنها با محیط می­شود، کاملا از رنگ والدین­شان متفاوت است؛ درنتیجه آنها از این خطر در امان می­مانند.

پوست پشمالو و خال­خالی، بیشتر بچه­های حیوانات را در هنگام استراحت از دید دشمنان، مخفی نگاه می­دارد. پوست خال­خالی سفید آهوان، چنان با برگ­ها و سایه روشن­های محیط در هم می­آمیزد که تشخیص آنها را دشوار می­سازد. وقتی بچه­های حیوانات رشد می­کنند و قادر به حرکت می­شوند، رنگ پوست دوران بچگی­شان تا مدت چند هفته، آنها را از خطر جانوران مهاجم در امان نگاه می­دارد. حتی بچه­های شکارچیان درنده نیز آسیب­پذیرند. بچه شیرها، پوست پشمالوی خال­خالی خود را، تا مدت 3 ماه همچنان حفظ می­کنند.

شیر ماده برای یافتن غذا ناگزیر است توله­هایش را، مدتی تنها بگذارد. اما بچه شیرها در میان علف­زارهای طلایی، به خوبی با محیط اطراف هم­رنگ می­شوند تا از نظر مخفی بمانند.

  پوست پشمالو و خال­خالی بچه یوزپلنگ، و نیز یال خاکستری دور گردنش، سر، گردن، پشت و دم او را از دید دشمن، مخفی نگاه می­دارد. بنابراین بچه یوزپلنگ به آسانی می­تواند خود را در میان بوته­ها مخفی کند.

 مرغان ماهی­خوار، در حفره­های سطح زمین تخم­گذاری می­کنند و نیازی به استتار تخم­هایشان ندارند. پوسته­ی تخم ها سفید است در نتیجه والدین به راحتی می­توانند در فضای تاریک درون لانه، آنها را تشخیص دهند.

 مرغ باران هنگام نزدیک شدن دشمن، حواس او را پرت می­کند تا لانه­اش را، که در محوطه­ی باز قرار دارد، پیدا نکند. البته تخم­های مرغ باران با وجود قرار گیری در محیط باز، به دلیل هم­رنگی با محیط اطراف، به سختی قابل شناسایی است.

تشخیص تخم­های پرندگان، در صورتیکه پوسته آنها خال­خالی باشد، بسیار دشوار است. تخم­هایی که پرندگان مادر در محوطه­های باز می­گذارد، معمولا هم­رنگ سنگ­ها و ماسه­های محیط اطراف است. اما تخم­هایی که در محل مخفی، و دور از چشم گذاشته می­شوند، مثلا زیرزمین یا بلندی­ها، نیازی به استتار ندارند.

 

 

شکار و شکارچیان:

حیوانات شکارچی و شکار، باید با محیط هم­رنگ شوند، تا از دید پنهان بمانند. یک حیوان شکارچی باید آهسته به شکار نزدیک شود در حالیکه شکار فقط در صورت پنهان ماندن از دید شکارچی، می­توانند از خطر مرگ در امان بماند.

در فضاهای باز، هم حیوانات شکارچی و هم شکار، باید با محیط هم­رنگ باشند. رنگ پوشش پشمالوی شیرها و گوزن­های علف­زارهای آفریقا، قهوه­ای است. بیشتر مارهای صحرایی، درست مانند طعمه­های­شان، به رنگ شنزارهای بیابان هستند. در ناحیه قطب شمال، روباه­ها و خرگوش­های قطبی نیز پوستی پشمالو و سفید دارند که با سرزمین­های برفی قطب، هم­رنگ است.

نقش­های خال­خالی و خطوط راه­راه، پرتوهای نور را درهم می-شکنند. هرچند این نقش و نگارها به سرعت از فاصله­ی دور دیده می­شوند، اما شکستن پرتوهای نور، شناسایی چارچوب بدن حیوان را دشوار می­کند؛ درنتیجه تشخیص اندازه­ی جثه حیوان و اینکه آیا تنها است یا به صورت گله، دشوارتر می­شود.

خطوط راه­راه بدن گورخر، چندان کمکی به مخفی شدن او نمی­کند. اما جانوران مهاجمی که قدرت تشخیص رنگ­ها را ندارند، مجموعه­ی گله گورخرها را یکپارچه می­بینند، درنتیجه نمی­توانند یک گورخر را از بقیه تشخیص دهند و برای شکار انتخاب کنند.

خطوط راه­راه سیاه روی بدن پوست پشمالوی ببرماده، همانند پرتوهای چشمک­زن خورشید از لابلای برگ­های درختان به کف جنگل می­تابد، با سایه روشن­های جنگل درهم می­آمیزد و او را چنان با رنگ­های محیط هم­رنگ می­سازد که شکار متوجه ببر ماده نمی­شود.

پوست خالخال پلنگ نیز هنگامیکه روی شاخه درخت دراز کشیده و زیر گرمای خورشید استراحت می­کند، مانندسایه روشن­هایی به نظر می­رسد که هنگام تابش نور از لابلای برگ­های درختان ایجاد می­شود؛ درنتیجه پلنگ از دید مخفی می­ماند.

 مارسبزتاکستان، در جنگل­های جنوب آسیا زندگی می­کند. بدن باریک، دراز و دم شلاقی به همراه مردمک افقی این مار، در حالیکه بدنش را به دور شاخه­های تودرتوی درخت انگور پیچیده، مانند یکی از این شاخه­ها به نظر می­رسد. در اینحالت مار تاکستان به محض دیدن هرپرنده­ی کوچک یا مارمولکی که از کنارش عبور می­کند، با یک حرکت سریع و ناگهانی، او را شکار می­کند و بدنش را به دور طعمه می­پیچد؛ سپس آنقدر فشارش می­دهد تا از بین برود.

 شیرهای ماده درحالیکه لابلای علفزارهای طلایی از دید پنهان هستند، خیلی آهسته و دزدکی به سمت طعمه می­خزند. آنها گام به گام جلوتر می­روند و تا جایی که ممکن است به گله نزدیک می­شوند؛ سپس ناگهان از مخفیگاه­شان بیرون می­پرند و با سرعت 65 کیلومتر در ساعت، به سمت گله یورش می­برند.

گله­های کوچک بزهای آفریقایی، در منطقه نیمه بیابانی جنوب آفریقا، به صورت گروهی، دنبال غذا می­گردند. آنها با زمین خشک و علف­های یکدست این ناحیه، به خوبی درهم می­آمیزند و هم­رنگ می­شوند تا از دید پنهان بمانند.

  

همیشه درتغییر:

وقتی محیط زندگی حیوانات همیشه در تغییر است، پس آنها چگونه می­توانندخودشان را با محیط هم­رنگ سازند. یا بعبارت دیگر استتار کنند؟ بعضی از حیوانات می­توانند رنگ پوست یا پوشش پشمالوی بدنشان را، هر زمان که لازم بود، تغییر دهند.

هشت­پایان و ده­پایان، به منظور هم­رنگ ساختن خود با محیط، و همینطور در شرایط مختلف احساسی، تغییر رنگ می­دهند. مثلا یک هشت­پا در هنگام عصبانیت، به رنگ قرمز درمی­آید یا در زمان ترس،با تغییر رنگ،سفید می­شود. همچنین زمانیکه یک هشت­پا در حال نبرد است، از رنگ سیاه تا قرمز تمایل به قهوه­ای، به صورت پی­درپی تغییر رنگ می­دهد.

آفتاب­پرست­ها می­توانند در مدت چند دقیقه تغییردهند. محل زندگی او بالای درخت است و حشرات را شکار می­کند. عمل تغییر رنگ سریع و بسیار کارآمد آفتاب­پرست او را از دید شکار مخفی می­کند. این جانور روی شاخه درخت بی­حرکت می­نشیند  و با چشم­های برآمده و متحرکش به طعمه خیره می­شود؛ سپس با زبان دراز و چسبناکش طعمه را شکار می­کند. آفتاب­پرست از طریق هدایت جریان­های عصبی می­تواند رنگدانه­های تیره رنگ واقع در زیر پوست خود را، به هر قسمت از سطح پوستش منتقل کند.

  ماهی­های پهن برای هم­رنگی با بستر دریا، به کمک رنگدانه­های سطح پوستشان، تغییر رنگ می­دهند. آزمایش­ها نشان داده است ماهی­های پهن حتی می­توانند پوست بدنشان را به رنگ صفحه شطرنج درآورند!

بارش برف و سفیدی زمین، چشم انداز محیط را به نحو زیبایی تغییر می­دهد. حیوانات قطبی در همه­ی فصل­ها به غیر از زمستان، که هم­رنگ زمین هستند، از دید پنهان می­مانند. اما هنگام زمستان، باید پوشش پشمالوی بدنشان را تغییر دهند، تا هم­رنگ برف شوند. مثلا پرهای تیره و قهوه­ای باقرقره­ها، در زمستان تغییر رنگ می­دهد و به رنگ سفید در می­آید. پوشش پشمالوی قاقم و سمورها هم در فصل زمستان، تغییر رنگ می­دهد؛ درحالیکه در فصل تابستان پوشش پشمالوی آنها، قهوه­ای و هم­رنگ محیط می­شود.

 

 

استتار در زیر آب:

هرگونه از ماهیان، برای زندگی در عمق ویژه­ای از آب اقیانوس، سازگاری یافته­اند. بعضی از آنها در مناطقی نزدیک سطح آب زندگی می­کنند که نور خورشید به خوبی در آن نفوذ می­کند؛ بعضی دیگر هم درجاهای خیلی عمیق به سر می­برند که نور خورشید به آن نمی­رسد و کاملا تاریک است. همه­ی این ماهیان برای فریفتن جانوران شکارچی یا شکار، از نور و رنگ کمک می­گیرند.

جمعیت عظیمی از انواع جانوران دریایی رنگارنگ و پرنقش و نگار، در میان آبسنگ­های مرجانی پرسه می­زنند. خطوط و نقش و نگارهای رنگین ماهی­ها، به آنها کمک می­کند تا هم­نوعان خود را شناسایی کنند یا لابلای آبسنگ­های مرجانی، از دید دشمنانشان مخفی بمانند؛ در نور درخشان و سایه­روشن­هایی که خطوط بدنشان را درهم می­شکند، تشخیص آنها دشوار است. بیش از 200 نوع پروانه ماهی وجود دارد که خطوط یا نقش و نگار بدن آنها، با یکدیگر متفاوت است.

پروانه ماهی رنگارنگ، در میان آبسنگ­های مرجانی زندگی می­کند؛ جایی که انواع مهاجمین خطرناک از جمله کوسه­ماهی­ها، هشت­پایان و مارماهی درنده، پرسه می­زنند. خطوط پرنقش و نگار و رنگارنگ پروانه ماهی­ها، چارچوب بدن آنها را در هم می­شکند، درنتیجه از دیدن مهاجمین در امان می­مانند. در ضمن چشم­های دروغین و بزرگ آنها که در محل دورتری از چشم­های واقعی او قرار دارند؛ دشمنان را دچار سردگمی می­کند؛ درنتیجه جانور مهاجم به سختی می­تواند تشخیص دهد که این ماهی به کدام سمت شنا می­کند.

 ماهی خال­خالی موسوم به اسقومتری، شاه­ماهی و سایر ماهی­هایی که بطور گروهی در نزدیک سطح آب شنا می­کنند، معمولا به رنگ نقره­ای هستند. بنابراین وقتی پرتوهای نور روی پولک­های نقره­ای آنها بتابد با نور خیره کننده­ای می­درخشند. ماهیانی هم که در نقاط ژرف دریا زندگی می­کنند، اندام­های نورافشان آنها در اعماق تاریک آب، باعث سردرگی طعمه می­شوند.

 

 

شکل­ها نقش و نگارها:

بعضی از جانوران که در زیر آب زندگی می­کنند، برای استتار و هم­رنگی با محیط، چنان عمل می­کنند که به گیاهان یا سنگ­های بستر دریا، شبیه می­شوند؛ آنها حتی خود را به شکل سایر جانوران دریایی اطرافشان، درمی­آورند.

بعضی وقت­ها خود جانوران دریایی چنان رنگ­آمیزی شده­اند که مانند یک پس­زمینه­ی مناسب برای مخفی شدن بقیه جانوران، به کار می­آیند. توتیای دریایی، محل زندگی میگوهای بسیار کوچک است که تیغ­های آنها، کاملا شبیه تیغ توتیای دریایی است. مرجان­های رنگین، برای ماهیانی که لابلای آبسنگ­های مرجانی زندگی می­کنند، زمینه­ای پدید آورده­اند تا از دید دشمن پنهان بمانند. خال­های بزرگ و تیره­رنگ سطح بدن ماهی­ها از جمله دلقک ماهی، رنگ­های درهم برهم، و گیج کننده­ای را ایجاد می­کند؛ درنتیجه او لابلای شاخه­های شبکه مانند مرجان­ها، کاملا از دید پنهان می­ماند.

ماهی میگوی راه­راه و تیغ­دار، جزو خانواده­ی اسب­های دریایی به شمار می­رود. این نوع میگو لابلای تیغ­های توتیای دریایی محل زندگی خود، محو می­شود؛ درنتیجه از خطر جانوران مهاجم در امان می­ماند.

شاید سمی­ترین ماهی جهان، عقرب ماهی باشد که تیغ­های سمی و مرگبار پشت بدنش، هنگام احساس خطر راست می­شوند. عقرب ماهی­ها در بستر دریا کاملا نادیدنی هستند.

ساقه­های برگ مانند علف­های دریایی، که در بستر دریا می­رویند، همراه جریان­های آب، این سو و آن سو تاب می­خورند و حالت شناور دارند. بسیاری از جانوران دریایی و شبیه، به رنگ سبز قهوه­ای هستند؛ حتی زایده­ی اندام­های بدن آنها، مانند ساقه­های برگی علف­های دریایی، در آب موج برمی­دارد و تاب می­خورد؛ درنتیجه از دید پنهان می­مانند.

ماهی دریایی ساراگاسو با شکل عجیب خود، در میان انبوهی از خزه و جلبک­های شناور، زندگی می­کند. بدن این ماهی پوشیده از تیغ­ها و زایده­های برگ مانند است که او را به جلبک­ها و خزه­ها شبیه کرده است.

 نوعی کوسه ماهی معروف به فرش کوسه، هنگامیکه در بستر دریا دراز می­کشد، به واسطه­ی رنگ بدنش و نیز زایده­های چین­دار دوروبر دهانش، که او را مانند علف­های دریایی می­نمایاند، تقریبا از دیده پنهان است.

 

 

گیاه یا حیوان؟

حیواناتی که پس از گذران مراحل رشد، سرانجام به شکل گیاهانی می­شوند که در لابلای آنها زندگی می­کنند. در زمره­ی جالب­ترین و زیباترین شگفتیهای طبیعت به شمار می­روند.

حشراتی که شکل برگ­ها و شاخه­ها را تقلید می­کنند، شیوه­­ی استتار شگفت­انگیزی یافته­اند که آنها را از دید مخفی نگاه می­دارد. جانوران مهاجم، تا زمانیکه این نوع حشرات بی­حرکت هستند، نمی­توانند آنها را از گیاهان تشخیص دهند. حشرات برگ مانند، از هر لحاظ به شکل یک برگ واقعی هستند، حتی حاشیه­های دندانه­دار برگ­ها نیز در آنها دیده می­شود! "مانتیس گل­نما" که شبیه گل ارکیده است، هنگامیکه روی این گل می­نشیند، تشخیص او از گلبرگ­های واقعی، غیرممکن است. مانتیس گل­نما پس از نشستن در لابلای گلبرگ­های گل ارکیده، منتظر طعمه می­شود. وقتی حشره­ای روی این گل می­نشیند، ناگهان در میان انبوه انبرک­های دراز مانتیس گرفتار می­شود.

حتی شناسایی جانوران بزرگ، اگر هم­رنگ درختانی باشند، که بالای آنها زندگی می­کنند بسیار دشوار است. در جنگل­های بارانی، سایه روشن پرتوهای نور، بدن تنبل را، از دید پنهان نگاه می­دارد؛ طوطی­های سبز که از شاخه­های درختان به حالت وارونه آویزان می­شوند، شبیه خوشه­ای از برگ­ها به نظر می­رسند. حشرات و دوزیستان کوچک نیز، روی پوست خال­خالی تنه­های درختان، کاملا نادیدنی هستند.

بالای شاخه­های بلند درختان جنگل­های بارانی، تنبل بصورت وارونه و به کمک چنگال­ پاهای سه انگشتی­اش، آویزان می­شود؛ او دوسوم از مدت روز را به این حالت و در خواب، سپری می­کند. روش استتار ماهرانه­ی تنبل، مانع می­شود تا مارها و عقاب­ها بتوانند او را پیدا کنند؛ جلبک­های سبز هم، سطح پوست خز تنبل را می­پوشانند، درنتیجه قطرات باران از خز او، روی زمین می­چکد.

 مارمولک دم برگی  نیز، به جای دم دراز، دمی پهن و تخت دارد. شکل پر نقش و نگار بدن این مارمولک، که مانند پوست تنه درخت است، به خاطر فلس­های چین­دارش، در پس­زمینه­ی تنه­ی درخت، تقریبا ناپدید است.

 

 

رنگ­هایی برای هشدار:

گروهی از حیوانات به جای آنکه استتار انجام دهند و هم­رنگ محیط شوند، رنگ­های روشن و براق خود را نمایش می­دهند، تا دشمن را بترسانند. رنگ­های روشن آنها به جانور مهاجم هشدار می­دهد که مرگبار هستند.

رنگ­های زرد، قرمز و سیاه، از علایم خطر در طبیعت به شمار می­روند. حتی آدمیان نیز از این رنگ­ها به عنوان علایم خطر و هشدار استفاده می­کنند. کفشدوزک­ها که به رنگ زرد و قرمز خال­خالی هستند، بسیار بدمزه­اند و جانوران مهاجم، خیلی زود می­فهمند که باید از آنها دوری کنند. خطوط راه­راه زرد و سیاه هم، از دیگر نشانه­های هشداردهنده به ­شمار می­روند.

خطوط راه­راه زرد و سیاه زنبورهای معمولی، زنبورهای سرخ و زنبورهای عسل، پرندگان و ما را از این خطر آگاه می­کنند که اگر مزاحمشان شویم، نیش خواهند زد.

بدن سوسمار شن­زی دم آبی، دارای دو ردیف رنگ­های هشداردهنده است. اگر دشمن به دم او حمله کند، دمش قطع می­شود و روی زمین می­افتد. به این ترتیب او فرصت پیدا می­کند تا به کمک پاهای کوچکش با سرعت بدود و خود را از خطر نجات دهد.

  بعضی از زیباترین جانوران طبیعت، رنگ­های روشن و هشداردهنده­ای دارند که دشمنان آنها را می­ترساند. حلزون­های دریایی، که در بستر دریا زندگی می­کنند، رنگ روشن و بسیار زیبا دارند، اما نیش آنها بسیار سمی و مرگبار است. رنگ پوست قورباغه­های موسوم به پیکان سمی، بسیار روشن است و مانند یک جواهر می­درخشد. قورباغه­های شکم آتشین نیز، هنگام احساس خطر، شکم رنگین خود را به دشمن نشان می­دهند و او را می­ترساند.

حلزون­های دریایی که راب هم نامیده می­شوند، صدف ندارند. هم­نوعان آنها هم که در خشکی زندگی می­کنند، صدف ندارند. اما بعضی از حلزون­های دریایی با این­که از پوشش دفاعی مناسب برای مقابله با دشمنان خود برخوردار نیستند، یک ماده­ی شیمیایی دفاعی، حاوی اسید سولفوریک آزاد می­کنند که این ماده­ی مرگبار به دهان جانور مهاجم ریخته می­شود.

سم قورباغه پیکان سمی، مرگبار است و بومیان آمریکای جنوبی گوشت این قورباغه را کباب می­کنند تا سم او را جمع­آوری کنند و نوک پیکان­های خود را به این سم آلوده سازند. قورباغه­های پیکان سمی آبی رنگ ساکن آمریکای لاتین، بسیار مهاجم و بی­باک هستند. مواظب باشید!

 شکم رنگین قورباغه­ی آتشین، ماده­ای کف آلود و بسیار زهرآگین ترشح می­کند. این قورباغه هنگام احساس خطر، شکم سیاه و قرمز خود را نشان می­دهد تا جانور مهاجم بترسد و نزدیک نشود. اما اگر دشمن عقب­نشینی نکند، کف پاهای رنگین خود را نیز نشان می­دهد.

 

 

تقلید:

بعضی از حیوانات بی­آزار، دقیقا مشابه همنوعان سمی خود هستند. جانوران مهاجم آنها را با طعمه­های رنگین و سمی که می­دانند باید از آنها دوری کنند، اشتباه می­گیرند؛ درنتیجه از نزدیکی به این حیوانات بی­آزار، ولی ظاهرا سمی و خطرناک، دوری می­کنند.

مگس­های درجا بال زن، شاپرک­ها وسوسک­های زنبورنما، به واسطه­ی داشتن بدنی با خطوط رنگین زرد و سیاه، از خطر حمله­ی جانوران مهاجم، در امان می­مانند. همچنین حیوانات شکارچی از نزدیکی به حشراتی که شکل کفشدوزک­های بدمزه هستند، دوری می­کنند. بعضی از حشرات از جمله عنکبوت­های مورچه­نما، با تقلید، به راحتی مورچه­ها را فریب می­دهند تا آنها را شکار کنند.

با دقت به این "مورچه" نگاه کنید؛ هشت پا دارد، اما جانوری که می­بینید، مورچه نیست بلکه یک عنکبوت مورچه­نما است. این نوع عنکبوت به غیر از این شباهت ظاهری، پاهای جلویی خود را نیز بالای سرش نگاه می­دارد و رفتار مورچه­ها را تقلید می­کند تا مرچه­ها او را هم­نوع خودشان پندارند؛ اما آنها نمی­دانند که لحظاتی بعد، قربانی یک هم­نوع دروغین خواهند شد!

 شباهت ظاهری و فریبنده­ی بعضی از حیوانات، شکارچیان یا طعمه­ی آنها را، دچار اشتباه می­کند؛ درنتیجه آنها در شناسایی این قبیل حیوانات، سر درگم می­شوند. حتی آدمیان نیز در تشخیص مار مرجانی سمی، از شاه­مار بی­آزار و غیر­سمی، دچار اشتباه می­شوند. در بخش­هایی از آمریکا، که اینگونه از مارها فراوان یافت می­شوند، افراد محلی می­توانند مار مرجانی سمی را از شاه­مار بی­آزار تشخیص دهند.

 مار مرجانی سمی بسیار خطرناک است. درنتیجه شاه­مار بی­آزار هم، به دلیل شباهتی که به مار مرجانی دارد، از خطر حمله­ی مهاجمین در امان می­ماند. حلقه­های سرخ رنگ مار سمی با حلقه­های مشکی در کنار هم هستند؛ اما حلقه­های سرخ رنگ شاه­مار غیر سمی با حلقه­های زرد رنگ احاطه شده­اند.

 

 

شیوه­های غافل­گیری:

نمایش سریع رنگ­های هشداردهنده و ترسناک، می­تواند یک جانور مهاجم را، تا چند لحظه از فکر حمله، پشیمان کند؛ این فاصله، فرصتی برای شکار فراهم می­کند تا خودش را از خطر نجات دهد. بسیاری حیوانات برای دفاع از خود، از این شیوه­ی دفاعی موسوم به غافل­گیری، استفاده می­کنند.

معمولا پرندگان بزرگ یا پستانداران، چشم­هایی درشت دارند. به این ترتیب وقتی جانوران شکارچی با یک جفت چشم بزرگ روبرو می­شوند، ترجیح می­دهند از حمله به شکار، خودداری کنند. از سوی دیگر، شکارچیان به محض مشاهده­ی چشم­های بزرگ و ترسناک، حواسشان پرت می­شود و فریب می­خورند، درنتیجه به قسمت­هایی از بدن شکار حمله­ور می­شوند که کمتر آسیب­پذیر است.

جیرجیرک بال آبی، هنگام جهش­های ناگهانی، بال­های پیشین خود را به سمت جلو نگاه ­می­دارد؛ او با این کار، بال­های آبی تیره رنگش را، برای ترساندن دشمن، نمایش می­دهند. وقتی که این جیرجیرک در فاصله­ای دورتر، روی زمین فرود می­آید، دوباره بال­های خود را می­بندد.

 فقط حشرات نیستند که از شیوه­های دفاعی استوار بر "ترساندن یا بینایی"، استفاده می­کنند. وقتی یک سوسمار شن­زی زبان روشن و رنگین خود را به سرعت بیرون می­آورد و نمایش می­دهد، یا زمانی که یک ده­پا یا هشت­پا، به سر و صورت دشمن، ماده­ای رنگین می­پاشد، همین شیوه­ی دفاعی به کار گرفته شده است. با این روش بسیاری از دشمنان می­ترسند و از فکر حمله به  شکار یا تعقیب او پشیمان می­شوند. بعضی از حیوانات سوسمار مانند امروزی، که نسل آنها به دوران ماقبل تاریخ برمی­گردد، می­توانند به سرعت تغییر شکل دهند و با پف دادن فلس­ها، یا ستون مهره­های پشتی­شان، هیبت ترسناکی پیدا کنند.

سوسمار شن­زی زبان آبی، زبان خود را پی­درپی از دهانش بیرون می­آورد و به دشمن نشان می­دهد، تا او را بترساند! وقتی سوسمار شن­زی، زبان آبی رنگش را از دهان قرمزش خارج می­کند، نشانه اعلام خطر و هشدار به دشمن است تا نزدیک نشود. وقتی این سوسمار بدنش را نیز پف می­کند و هیبت ترسناکی به خود می­گیرد، جانور مهاجم بیش از پیش می­ترسد.

 مارمولک یقه چتری استرالیایی، حدود یک متر طول دارد و لایه­ای از پوست چین­دار، پیرامون گردنش را پوشانده است. این مارمولک هنگام احساس خطر، برای ترساندن دشمن، زایده­ی چین دار دور گردنش را مانند یک چتر باز می­کند تا ظاهرش هرچه بیشتر ترسناک شود.

 

 

دفاع شخصی:

بعضی حیوانات، چه دارای رنگ­های هشداردهنده باشند و چه نباشند، برای دفاع از خود، واکنش­های بسیار کارآمد، نشان می­دهند. واکنش­های دفاعی در مورد راسو و لاک­پشت­ها، بسیار کارساز است .

مارمولک­ها و وزغ­ها، برای مقابله با دشمن، معمولا خودشان را بسیار بلندتر و بزرگ­تر از آنچه که هستند، نشان می­دهند. بعضی از حیوانات از جمله اپوسوم، خود را به مردن می­زنند؛ درنتیجه دشمن با این پندار که مرده است، او را به حال خود رها می­کند. بعضی از انواع مارها نیز از چنین ترفندی استفاده می­کنند.

نوعی مار آمریکای شمالی که سر تیز و کروی دارد، هنگام احساس خطر تف می­اندازد و صدای هیس هیس در می­آورد تا جانور مهاجم بترسد. اما اگر دشمن عقب­نشینی نکرد، خودش را به مردن می­زند؛ برای این کار ابتدا به پهلو روی زمین غلت می­زند و پس از چند بار پیچ و تاب دادن به بدنش، بی­حرکت و سخت، سرجایش می­ماند تا خطر رفع شود.

 اژدهای ریش­دار استرالیا که زیر چانه­ی او کیسه­ای تیغ­دار وجود دارد، در هنگام احساس خطر، این کیسه را باد می­کند و به شکل یک گلوله­ی تیغ­دار در می­آورد؛ هم­زمان دهانش را هم باز می­کند و درون دهان رنگین و ترسناکش را به دشمن نشان می­دهد تا او را بترساند و فراری دهد.

لاک­پشت در هنگام خطراحساس خطر، درون لاک سخت و استخوانی خود مخفی می­شود. لاک این جانور از قطعات شاخی و استخوانی تشکیل شده که صفحه­ی شاخی خارجی نامیده می­شود. این قسمت به بخش استخوانی تخت لاک، که کاسه­ی لاک نام دارد و به ستون مهره­های پشتی جوش خورده، متصل است. نیمه­ی زیرین لاک هم "پوشش شاخی پشت" نامیده می­شود.

جوجه تیغی هنگام احساس خطر، برای مراقبت از خود، بدنش را گلوله می­کند به صورت یک توپ تیغ­دار در می­آید. این تیغ­ها در واقع موهای زبر، سخت و فشرده هستند که وقتی ماهیچه­های زیر آنها منقبض می­شود، راست می­ایستند.

حیواناتی از جمله آرمادیلو، جوجه تیغی و مورچه­خوار فلس­دار آفریقایی، که مجهز به صفحات زره­مانند و تیغ­دار هستند، به آسانی می­توانند بدن خود را گلوله کنند تا دشمن نتواند به بخش­های نرم وآسیب­پذیر اندام­هایشان، دسترسی پیدا کند. حیواناتی مثل لاک­پشت­ها و حلزون­ها نیز هنگام احساس خطر درون لاک یا صدف­شان مخفی می­شوند.

 

 

سلاح­های خطرناک:

جانوران شکارچی به خوبی می­دانند که درصورت روبرویی با تیغ­های نوک­تیز یا نیش بعضی از حیوانات، که از آنها به عنوان سلاح دفاعی استفاده می­کنند، باید خطر جراحت یا مرگ را بپذیرند.

نیش حشرات، عروس دریایی و عقرب­ها، که برای انسان دردناک است، برای جانوران کوچک کاملا مرگبار به شمار می­رود؛ هر چند که نیش زهرآگین بعضی از مارها و عنکبوت­ها، برای آدمیان نیز مرگبار است. حیوانات مجهز به نیش­های زهرآگین، می­توانند از این ماده­ی مرگبار به عنوان یک وسیله­ی دفاعی استفاده کنند اما بیشتر وقت­ها آن را برای فلج کردن یا کشتن طعمه، به کار می­گیرند.

بیشتر جانوران دریایی، لابلای صخره­های مرجانی زندگی می­کنند و از آسیب بازوان گزنده و سمی شقایق­های دریایی، در امان هستند. دلقک­ماهی به خاطر پوست لزج و چسبناک خود، از خطر بازوان سمی شقایق­های دریایی در امان است؛ درنتیجه دور از حیوانات مهاجم، و در امنیت کامل، لابلای شقایق­های دریایی زندگی می­کند.

 تیغ و خارهای بعضی از پستانداران، ازجمله جوجه تیغی، خارپشت و شاخ کرگدن، در حقیقت انبوهی از موهای متراکم هستند که چنین وضعیتی پیدا کرده­اند. بچه­های خارپشت، هنگام تولد هم تیغ دارند، اما آنها بسیار نرم و شکننده هستند. همه­ی این ابزارهای دفاعی، آسیب شدیدی به دشمن وارد می­سازند، اما معمولا فقط بعنوان وسیله­ی دفاعی به کار برده می­شوند تا آن­که بعنوان یک سلاح تهاجمی مورد استفاده قرار گیرند.

تعداد تیغ­های خارپشت آمریکای شمالی، بیشتر از 30000 عدد است؛ این جانور هنگام احساس خطر، و قبل از آن­که به سرعت به دشمن حمله­ور شود، پاهایش را بر زمین می­کوبد و تیغ­های پشتش را می­لرزاند.

  کرگدن سفید آفریقایی، که نسل آن در خطر نابودی است، پوست بسیار کلفت و دو عدد شاخ نوک تیز دارد. متاسفانه شکارچیان غیر مجاز، و قاچاقچیان حیوانات، هنوز هم این جانور بی­آزار و آرام را، به خاطر شاخ­های قیمتی­اش، که از آنها به عنوان وسیله دفاعی استفاده می­کند، از بین می­برند.

 

 

 استتار و دفاع در حیوانات (مجموعه در قلمرو حیوانات)- انتشارات دلهام

/ 1 نظر / 902 بازدید
ملودی

عالی بود مممنونم کارم راه افتاد مر30................