پیام رسانی در حیوانات

برقراری تماس:

حیواناتی که از گونه­های همسان هستند، از شیوه­های ارتباطی گوناگون، برای برقراری ارتباط با یکدیگر، یافتن غذا و شناسایی جفت استفاده می­کنند. بعضی دیگر از پیام­ها هم فقط برای فراری دادن دشمنان، به کار گرفته می­شوند.

حیوانات برای هشدار دادن به دشمنان، از نشانه های گوناگون استفاده می­کنند. بعضی از آنها برای راندن حیوانات مهاجم، از ننمایش دادن رنگ­های براق بدن خود استفاده می­کنند که به مهاجم بفهماند آنها سمی هستند و نباید آنها را خورد. بعضی دیگر، هنگام احساس خطر، فریادهای ترسناک می­کشند، غرش می-کنند یا حرکات تهدیدآمیز از خود نشان می­دهند.

اگر یک مار زنگی احساس کند که حیوان مهاجم بیش از حد به او نزدیک شده است، پولک­های انتهای دم خود را تکان می­دهد، که مانند زنگوله صدا می­دهند. معمولا این علامت هشداردهندده، موثر واقع می­افتد و دشمن دور می­شود.

انبوه موهای پشت بدن بچه یوزپلنگ­ها، جثه آنان را بزرگ­تر از اندازه واقعی­اش می­نمایاند، درنتیجه حیوانات مهاجم از آنها می­ترسند.

بیشتر علایمی که حیوانات از آنها برای ایجاد ارتباط یا نشانه­ی هشدار استفاده می­کنند، 3 حس بینایی، شنوایی و بویایی را به کار می­گیرد، شیوه ارتباطی که یک حیوان به کا می­گیرد، بستگی به محل زیست او و مقدار مسافتی دارد که پیام باید طی کند. علایم بینایی، در فاصله­های کوتاه به ویژه در آب و جنگل­های انبوه، بسیار موثرند. علایم بویایی که به کمک نسیم به سرعت در اطراف پراکنده می­شوند، تا چند ساعت یا چند روز دوام دارند.

میمون­های سیاه آفریقایی که چانه و دم هم دارند، با استفاده از شیوه­های صوتی ویژه، یکدیگر را از انواع خطرها آگاه می­کنند. مثلا آنها با توجه به نوع حیوان مهاجم، صدای هشداردهنده­ی متفاوتی تولید می­کنند.

 

مارماهی آمریکای جنوبی، در امتداد بدن خود، اندام­هایی دارد که نیروی االکتریسیته تولید می­کنند؛ او از این علایم الکتریکی، برای جهت­یابی و ایجاد ارتباط استفاده می­کند. مارماهی برای شناسایی یکدیگر و یافتن همسر، با شیوه­های ویژه این علایم را روشن و خاموش می­کنند.

حواس برتر:

حیوانات، اطلاعات مورد نیاز خود را از طریق حواس­شان دریافت می­کنند. با توجه به شیوه­های ارتباطی حیوانات، بعضی از حواس آنها به مراتب قوی­تر عمل می­کنند. مثلا حیواناتی که از قدرت بینایی قوی­تری برخوردارند بیشتر از علایم بینایی استفاده می­کنند.

حیواناتی که از طریق صدا و رنگ با یکدیگر ارتباط برقرار می­کنند، باید از قدرت شنوایی و بینایی قدرتمندی برخوردار باشند. روباه گوش­دراز که در صحرای آفریقا زندگی می­کند، برای یافتن غذا، شب هنگام، از مخفیگاهش بیرون می­آید و از گوش­های بزرگ خود برای گوش دادن به صدای حشرات و مارمولک­ها استفاده می­کند، تا محل آنها را ردیابی و شکارشان کند.

میمون­های کوچک درختی ساکن جزیره­ی ماداگاسکار، چشمانی بزرگ دارند، درنتیجه نور بیشتری به چشم­شان وارد آنها می­شود و در تاریکی شب یا زیر نور ستارگان به راحتی می­توانند تا فاصله­ی 30 متری خود را ببینند.

سگ­ها حس بویایی بسیار قدرتمندی دارند. تعداد سلول­های بویایی سگ­های پلیس نژاد اروپای شمالی 40 برابر تعداد سلول­های بویایی انسان است. همچنین قدرت بویایی این سگ­ها یک میلیون بار قوی­تر از قدرت بویایی ما است. سگ­ها از حس بویایی خود برای یافتن غذا، جفت و شناسایی هر غریبه­ای که به قلمروشان وارد می­شود،استفاده می­کنند. از سگ­های پلیس برای شناسایی و دستگیری تبهکاران استفاده می­کنند.

بعضی از حیوانات موها و شاخک­های حساس دارند. حشرات از شاخک­های خود برای لمس کردن، بوییدن و چشیدن استفاده می­کنند. موهایی هم که سطح بدن حشره را پوشانده­اند و در اثر کوچک­ترین تماس با هر چیزی، حساسیت نشان می­دهند، بسیار مهم هستند. این موها در صورتیکه حیوان غریبه­ای نزدیک شود، می­توانند لرزش­های پیرامون خود را دریافت و حس کنند.

موهای پیرامون دهان گربه­ماهی، دربرابر هر نوع تماس و طعم، بسیار حساس هستند. گربه ماهی از این گیرنده­های حسی، برای جستجوی طعمه­هایی استفاده می­کند که در آب­های گل­آلود زندگی می­کنند تا خوراکی یا غیر خوراکی بودن آنها را تشخیص دهد.

یک مار به کمک زبان دو شاخه خود که آن را پی­درپی از دهانش خارج می­کند، هوای دور و برش را می­آزماید. بوهای پراکنده در فضا از طریق زبان، به کیسه­هایی انباشته از سلول­های حساس به بو، واقع در سقف دهان مار، منتقل می­شود.

 

صدای حیوانات:

بیشتر گونه­های حیوانات از طریق تولید صدا، غریدن، جیرجیر یا جیک جیک، با یکدیگر ارتباط برقرار می­کنند. امواج صوتی می­توانند مسافت­های طولانی را در آب یا هوا طی کنند.

گرگ­ها در گروه­هایی متشکل از چند خانواده، زندگی می­کنند. آنها برای دفاع از قلمروی خود از علایم بویایی و شنوایی استفاده می­کنند. زوزه­های غمناک گرگ­ها، که از مسافت دور شنیده می­شود، بسیار معروف است. آنها با این کار، حضور خود در ناحیه­ای اعلام می­کنند و گله­های غریبه را از نزدیک شدن به محدوده­ی زندگی­شان، دور نگاه می­دارند. وقتی یکی از گرگ­ها زوزه کشیدن را شروع می­کند، بقیه­ی آنها هم صدا با او زوزه می­کشند.

میمون­های زوزه­کش در جنگل­های بارانی آمریکای جنوبی زندگی می­کنند. صدا یکی از شیوه­های ارتباطی موثر در جنگل­های انبوه است. هر روز میمون­های زوزه­کش، با غرش کردن، حیوانات رقیب را از محدوده­ی قلمروشان دور نگاه می­دارند. صدای زوزه­ی گوشخراش آنها را می­توان از فاصله­ی 8 کیلومتری شنید.

بعضی از وال­ها برای ایجاد ارتباط، مجموعه­ای از اصوات آوازمانند، تولید می­کنند. شگفت­آور اینکه صدای یک وال گوژپشت را می­توان از چند کیلومتری شنید. وال، تولید این صداها را از 10 تا 30 دقیقه اذامه می­دهد.

وزغ نر اروپای غربی، کیسه­ی صدای خود را مانند بادکنک، باد می­کند تا صدایش تقویت شود و بلندتر بتواند جفت خود را صدا بزند.

 

آواز پرنده:

در بهار، وقتی فصل تولیدمثل آغاز می­شود، آواز پرندگان در همه جا طنین انداز است. به نظر می­رسد والدین پرندگان با اینکار می­خواهند روش آواز خواندن را به جوجه­های خود، یاد بدهند.

پرندگان با تولید صداهای گوناگون و آواز خواندن، با یکدیگر ارتباط برقرار می­کنند. صدای پرندگان از نت­های ساده تشکیل شده است و آنها از این اصوات برای ایجاد ارتباط با یکدیگر و اعلام خطر استفاده می­کنند. اما آواز پرندگان را باید نوعی موسیقی به شمار آورد که بسیار پیچیده است. معمولا پرندگان نر آواز می­خوانند و در فصل جفت­یابی، با این کار می­خواهند توجه جفت را جلب کنند یا از لانه و قلمروشان دفاع کنند.

بعضی از پرندگان در تقلید صدای آدمیان، مهارت خوبی دارند. یکی از پرندگان سخنگوی معروف، که در اسارت نگهداری می­شد، یک طوطی خاکستری استرالیایی بود. این طوطی می­توانست تقریبا 800 کلمه را تکرار کند. مینا و باجریگار (نوعی طوطی استرالیایی با دم آبی و بدن سبز، مایل به زرد) نیز در زمره­ی تقلید کننده­های بسیار ماهرند. بعضی از پرندگان وحشی هم قادرند صدای سایر پرندگان را تقلید کنند.

 

پیام­ها و اطلاعات موجود در صدا یا آواز هر پرنده­ای، به سایر پرندگان کمک می­کند تا او را شناسایی کنند. این اصوات برای پرندگانی نظیر پنگوئن­ها و مرغان دریایی، که در یک محل و در گروهای بزرگ کنار هم زندگی می­کنند، بسیار مهم است. پنگوئن­های پدر و مادر، برای یافتن غذا و تغذیه­ی جوجه­هایشان، آنها را برای مدتی ترک میکنند. اما وقت دوباره به ساحل باز میگردند، جوجه­های خود را صدا میزنند و از محل آنها باخبر می­شوند.

یک پنگوئن بالغ هنگام بازگشت به جمع پنگوئن­ها، جوجه خود را صدا می­زند و منتظر پاسخ می­شود. نکته جالب آن است که پنگوئن مادر می­تواند صدای جوجه­اش را از میان صدای هزاران جوجه پنگوئن دیگر، تشخیص دهد.

پرندگان مهاجر برای جلوگیری از پراکندگی گروه، از نوعی صدای ارتباطی استفاده می­کنند. غازها که باید هزاران کیلومتر را در آسمان طی کنند، برای ایجاد ارتباط با یکدیگر، با ایجاد اصوات ویژه، ارتباط با یکدیگر را حفظ می­کنند تا پراکنده نشوند.

 

دیدن با اصوات:

بیشتر خفاش­ها و دلفین­ها یا شب شکار هستند، یا در میان آب­های گل­آلود، یعنی جایی که علایم بینایی کارساز نیست. دنبال غذا می­گردند. شیوه­ی شکار آنها به صدا وابسته است. خفاش­ها و دلفین­ها با استفاده از امواج صوتی بازگشتی، از محل غذا باخبر می­شوند یا راه خود را پیدا می­کنند.

هنگام شب، خفاش­ها پناهگاه­های خود را، در جستجوی غذا ترک می­کنند. خفاش­های حشره­خوار از امواج صوتی بازتابیده کمک می­گیرند تا محل طعمه را پیدا کنند. بعضی حیوانات به کمک این روش، می­توانند کوچک­ترین حشرات را در تاریکی شب بیابند و شکار کنند.

خفاش­هایی که از شیوه ردیابی امواج صوتی برگشتی استفاده می­کنند، بیشتر از حشراتی مثل بیدها تغذیه می­کنند که در هنگام پرواز، آنها را در هوا می­قاپند و می­خورند.

خفاش­ها، از جمله خفاش­های دراز گوش، گوش­هایی بزرگ و حساس دارند که باعث می­شود حس شنوایی آنها به نحو شگفت­انگیزی قدرتمند باشد. این گوش­های گسترده می­تواند به آسانی کوچک­ترین بازتاب امواج صوتی را دریافت کند.

بعضی از بیدها از روش "جا خالی دادن" استفاده می­کنند؛ یعنی با ردیابی مسیر امواج صوتی خفاش­ها، پیش از آنکه این پرندگان آنها را پیدا کنند، به سرعت با پرواز، جای خود را عوض می­کنند تا از خطر نجات یابند.

دلفین­های رودخانه، قدرت بینایی بسیار ضعیفی دارند و فقط می­توانند تفاوت روشنایی و تاریکی را تشخیص دهند. آنها با ردیابی امواج صوتی بازتابیده، انواع ماهی، میگو و هشت­پا را پیدا می­کنند تا بخورند.

مرغ­های شبانه، در غارهای تاریک واقع در عمق یک کیلومتری زمین، زندگی می­کنند. آنها تمام روز را می­خوابند و فقط شب هنگام برای یافتن میوه، راهی جنگل می­شوند. درون غارها، آنها نیز مانند خفاش­ها، از روش ردیابی به کمک بازتاب امواج صوتی، مسیر خود و محل آشیانه­شان را پیدا می­کنند تا با یکدیگر برخورد نکنند.

 

بو و رایحه:

بعضی از حیوانات، قدرت بویایی بسیار بالایی دارند واز بو برای مبادله­ی پیام­ها، استفاده می­کنند. این نوع علایم برای جفت­یابی، دور کردن دشمنان و علامت­گذاری قلمروها، استفاده می­شوند.

بیشتر حشرات از رهاسازی مواد شیمیایی ویژه­ای به نام فرومون، برای برقراری ارتباط، استفاده می­کنند. این مواد شیمیایی، معمولا بوی بسیار تندی دارند؛ به گونه­ای که فقط اندکی از آن، بویی بسیار تند و ماندگار، در محل باقی می­گذارد. بید ماده برای جلب توجه جفت خود، این ماده را در فضا آزاد می­کند.

بید نر، به کمک شاخک­های پردارش، می­تواند ماده­ی شیمیایی فرومون را، که بید ماده آزاد کرده است، دریافت کند. این شاخک­ها چنان حساسند که بید نر می­تواند از فاصله­ی چند کیلومتری بوی آن ماده را تشخیص دهد.

گوزن­ها در ناحیه زیر چشم خود، غدد تولید بو دارند. آنها صورت خود را به شاخه­های درختان می­سایند و با این کار، نشانه­ای از بو در محل باقی می­گذارند تا سایر اعضای گله، این پیام را دریافت کنند.

مورچه­ها در گروه­های چند هزارتایی زندگی می­کنند. بسیاری از گونه­های مورچه­ها هم مانند بیدها، از ماده شیمیایی فرومون، برای جا گذاشتن ردی از بو، استفاده می­کنند تا به کمک آن پیام­هایی را بین خود رد و بدل کنند. وقتی آنها به منبع غذا دسترسی یابند، بین این محل و لانه­ی خود، ردی از بو باقی می­گذارند تا سایر مورچه­ها آن را دنبال کنند. با این روش، آنها بقیه­ی هم­نوعان خود را از محل غذا باخبر می­کنند. بقیه­ی گونه­های مورچه­ها، از این روش استفاده نمی­کنند، تا سایر حشرات مهاجم به طرف محل غذا، یا خودشان، جلب نشوند.

اسب­های آبی نیز مانند کرگدن­ها، محدوده­ی قلمروی خود را با ردی از بوی مدفوع­شان، علامت­گذاری می­کنند. اسب­های آبی هنگام راه رفتن، به کمک دم خود، مدفوع­شان را در اطراف پخش می­کنند.

بیشتر حیوانات برای نشانه­گذاری محدوده­ی قلمرو خود، از بو استفاده می­کنند. علامت بو، جانوران مهاجم را از نزدیکی به این محل، باز می­دارد. گربه­سانان نر، از جمله ببرها، با ادرار روی تنه درختان یا علف­ها، محدوده­ی قلمروی خود را مشخص می­کنند.

 

رنگ­ها، نقش و نگارها

فرستادن پیام­هایی که با استفاده از رنگ­ها و نقش و نگارهای ویژه انجام می­گیرد، ارتباط بصری یا بینایی نامیده می­شود. این نوع ارتباطات در میان حیوانات، بسیار مهم است؛ اما فرستندگان و گیرندگان این پیام­ها باید از قدرت بینایی بسیار خوبی برخوردار باشند.

ارتباطات بینایی در مسافت­های طولانی کاربردی ندارد زیرا مسیر آنها توسط موانعی از جمله درختان، سد می­شود. اما استفاده از این علایم، برای ارسال پیام­های کم­مسافت، بسیار موثر است. گروه میمون­های لمور در جنگل پرسه می­زنند و دنبال غذا می­گردند. هر کدام از لمورها دم راه­راه و حلقه­ای خود را، مانند یک پرچم بالا می­برد. دم برافراشته لمور دم­حلقه­ای، به دیگر هم­نوعان او اعلام می­کند که در کدام محل است؛ این کار آنها از پراکندگی گروه جلوگیری می­کند. لمورها برای فراری دادن رقیبان، دم خود را تکان می­دهند.

بعضی از حیوانات با تغییر رنگ خود، با دیگر هم­نوعان­شان ارتباط برقرار می­کنند. ماهی­های مرکب در سطح پوست خود، هزاران کیسه­ی  محتوی رنگدانه دارند. آنها با انقباض و انبساط این کیسه­ها، تغییر رنگ می­دهند. او با تغییر دادن شکل کیسه­های محتوی رنگدانه روی سطح پوستش، می­تواند امواجی از رنگ­ها یا نقش و نگارها را، که در سرتاسر بدنش می­درخشند، منتشر کند. ماهی مرکب از نقش و نگارهای مختلف برای راندن دشمن، جلب توجه جفت یا گیج کردن طعمه، استفاده می­کند.

بوزینه­ی نر از نژاد خشن­خوی، موسوم به ماندریل آفریقای غربی، صورت ارغوانی و آبی رنگ دارد که این رنگ­ها نشانه­ی قدرتندی او است.

 

علایم هشدار دهنده:

بعضی از حیوانات از رنگ­های براق مانند سیاه، قرمز و زرد، به عنوان علایم هشداردهنده استفاده می­کنند. آنها با فرستادن این پیام­های بینایی، به جانوران می­فهمانندکه سمی هستند و اگر دست از پا خطا کنند، یا هوس خوردن­شان را بنند، مرگ­شان حتمی است.

حیواناتی که از رنگ­های روشن استفاده می­کنند، شامل زنبورها، قورباغه­ها، مارها و حلزون­های دریایی می­شود. مرگبارترین حیوانات در دنیا، قورباغه سمی آمریکای جنوبی است که پوست رنگین آن یک ماده سمی و کشنده، ترشح می­کند.

اگر قطره­ای از سم این قورباغه، به جریان خون انسان یا میمون وارد شود، مرگش حتمی است. بومیان آمریکای جنوبی برای زهرآلود کردن نوک پیکان­های­شان، از سم این قورباغه استفاده می­کردند.

کرم­های ابریشم، پروانه­ها و بیدها، طعمه­هایی آسان برای پرندگان گرسنه هستند. بعضی از آنها مثل کرم ابریشم پروانه­ی دم چلچله­ای از رنگ­های براق خود استفاده می­کند، تا به دشمن بفهمانند که آنها بدمزه و غیر خوراکی هستند!

بعضی از حیوانات، از رنگ­های خیره کننده، که حالت چشمک­زن دارند، یا علایمی که جانوران مهاجم را می­ترساند، استفاده می­کنند. بیشتر بیدها در موقع استراحت به وسیله  بال­های قهوه­ای کدر خود، به خوبی از دید دشمنان پنهان می­مانند؛ اما اگر آنها احساس خطر کنند، بعضی از نقش و نگارها روی بال­های عقبی­شان، مانند ستاره­ها، سوسو می­زنند. این نقش و نگارها، مانند چشم­های بزرگ یک جانور وحشی درنده، به نظر می­رسند، به این ترتیب دشمن، فریب چشم­های دروغین را می­خورد و بید را به حال خود رها می­کند.

مارمرجانی، بسیار زهرآگین و خطرناک است. اما گونه ای مار که بدن راه­راه و رنگین شبیه به مارمرجانی دارد، خود را همانند یک مارمرجانی سمی می­نمایاند تا از خطر دشمنان در امان بماند.

همه­ی حیواناتی که بدن رنگارنگ دارند، خطرناک نیستند. بسیاری از حیوانات بی­خطر هم برای گمراهی و فریفتن دشمن قیافه­ی حیوانات سمی و گزنده را تقلید می­کنند. مگس­های درجا بال­زن به دلیل داشتن بدن راه­راه زرد و سیاه، که آن­ها را شبیه زنبورها کرده است، از خطر دشمنان در امان می­مانند، در حالی­که آن­ها بی­آزارند و نمی­توانند نیش بزنند.

 

نوری در تاریکی:

برای بعضی از حیوانات که در شب فعالند، یا در تاریکی شب زندگی می کنند، ارسال پیام بوسیله ی نور، بسیار موثر است. این قبیل حیوانات، نور طبیعی تولید می­کنند و این کار را با استفاده از مواد شیمیایی ویژه، یا باکتری­هایی درون بدن­شان، انجام می دهند.

کرم­های شب­تاب، سوسک­های ریز جثه­ای هستند که بوسیله­ی واکنش­های شیمیایی در بدن­شان، نور سبز مایل به زرد، تولید می­کنند. این نور که کرم­های شب­تاب نر و ماده برای جلب توجه یکدیگر منتشر می­کنند، حالت چشمک زن دارد.

هر کدام از گونه­های مختلف کرم­های شب­تاب، شیوه­ی نور افشانی ویژه­ای دارد تا اعضای گونه­های هم­سان، بتواند به راحتی یکدیگر را شناسایی کند. در فصل تولید مثل کرم­های شب­تاب نر، نور خود را هم­زمان و هماهنگ روشن و خاموش می­کنند.

اعماق دریا کاملا تاریک است، چون پرتوهای نور خورشید نمی­توانند تا این عمق زیاد نفوذ کنند. بیشتر ماهی­های ژرف­زی، برای مقابله با تاریکی آب، نور طبیعی تولید می­کنند. آنها این نور را برای شناسایی یکدیگر، پیدا کردن غذا، جفت­یابی و فرار از دست دشمنان، به­کار می­برند.

ماهی­های نور­افشان زیر هر­کدام از چشم­های­شان، یک "چراغ قوه" دارند که نور درخشان آن، توسط اندام­هایی محتوی میلیون­ها باکتری شب­نما، تولید می­شود.

ماهی­های نور­افشان می­تواند نورشان را پی­در­پی روشن و خاموش کنند تا با این کار، حیوانات مهاجم که دنبال غذا هستند، کیج و سردرگم شوند.

گونه­ای از ماهی­های اعماق دریا، با چشمان درشت و دهان بزرگ، موسوم به فانوس­ماهی، اندام­های نورافشان دارند که سراسر پهلوی بدن­شان، گسترده است.

 

زبان اشاره:

چگونگی لبخند، اخم، قدم زدن یا ایستادن، حالات و احساسات درونی شما را نشان می­دهد. بیشتر حیوانات نیز به کمک حالات صورت خود و از طریق حرکات بدنی که زبان اشاره نامیده می­شود، با دیگر هم­نوعان خود ارتباط برقرار می­کنند.

وقتی یک زنبورعسل به محلی می­رسد که سرشار از منبع غذاست، به سرعت به کندو باز می­گردد و اطلاعات خود را درباره­ی محل غذا، از طریق "حرکات رقص مانند"، به سایر زنبورها انتقال می­دهد. مدت زمان و چگونگی این حرکات، به بقیه­ی زنبورها می­فهماند که مقدار غذا در آن محل چقدر است و در کجا و چه فاصله­ای قرار گرفته است.

اگر محل غذا نزدیک باشد، حرکات زنبور به صورت دایره­ای است؛ اگر در فاصله­ای دورتر قرار گرفته باشد، در آن صورت زنبور دم خود را هنگام رقصیدن، می­جنباند. به علاوه بقیه­ی زنبورها هم بوی گل­هایی که زنبور رقصان به آنها دست­یافته بود، از او استشمام می­کنند.

اگر گربه­ای احساس خطر کند، پشتش را قوز می­کند و پوست پشمالوی خود را پف می­دهد تا بزرگتر از اندازه­ی واقعی­اش به نظر برسد و هیبتی ترسناک پیدا کند. همچنین گربه در این شرایط هیس­هیس می­کند و دندان­هایش را نشان می­دهد تا دشمن را بترساند.

بعضی از حیوانات عمدا علایم دروغین ارسال می­کنند تا خودشان را از خطر نجات دهند. اگر یک اپوسوم احساس خطر کند، روی زمین و به پهلو غلت می­زند و سپس بی­حرکت روی زمین دراز می­کشد و تظاهر به مردن می­کند. بیشتر حیوانات مهاجم پس از دیدن بدن بی­حرکت اپوسوم، او را به حال خود رها می­کنند. اپوسوم پس از دور شدن دشمن و رفع خطر، از جای خود بلند می­شود و می­گریزد.

شیوه­ی حرکت یک حیوان یا وضعیت استقرار بدن او، نشان­گر پیام­های گوناگونی است که از حالات ترس گرفته تا شیطنت و عصبانیت را شامل می­شود. بیشتر حیواناتی که تهدید می­شوند، سعی می­کنند خودشان را بزرگتر و ترسناک­تر از اندازه­ی واقعی­شان، نشان دهند. مثلا فیل­ها گوش­های­شان را مانند یک بادبزن حرکت می­دهند و نعره­ای شبیه صدای شیپور، می­کشند. قوها با صدای بلند هیس­هیس می­کنند و بال­های­شان را از هم باز می­کنند و تکان می­دهند.

اگر اسب از چیزی بترسد، گوش­های خود را به عقب می­برد و دمش را پایین نگاه می­دارد؛ اما اگر اسب هیجان زده شود، گوش­هایشان را تیز می­کند و دمش را بالا نگاه می­دارد.

شمپانزه­ها جزو اندک حیواناتی هستند که مانند ما انسان­ها، برای نشان دادن عصبانیت، خوشحالی یا ترس­شان، حالات صورت خود را تغییر می­دهند. مثلا وقتی یک شمپانزه نیشخند می­زند و دندان­هایش را نشان می­دهد، یعنی هراسان است و احساس ناامنی می­کند.

وقتی شمپانزه­های جوان دهان­شان را گرد و غنچه می­کنند، یعنی آن­که غذا می­خواهند.

 

جفت­یابی:

برای حیوانات، یکی از کاربردهای اصلی استفاده از شیوه­های ارتباطی، تلاش برای همسریابی، در فصل تولیدمثل است. رقابت حیوانات نر برای انتخاب جفت معمولا با خشونت همراه است. بیشتر آنها نیز، با انجام حرکات نمایشی، سعی می­کنند توجه جفت دلخواه خود را جلب کنند.

حیوان نر برای انتخاب جفت مورد نظرش، باید نظر او را جلب کند. مثلا یکی از چنگال­های خرچنگ ویلون­زن، بلندتر از بقیه و رنگین است. بنابراین خرچنگ نر آن را طوری در هوا تکان می­دهد که توجه خرچنگ ماده را جلب کند.

خرچنگ ویلون­زن نر، در حالی­که روی نوک پنجه­ی پاهایش ایستاده، چنگال بلند خود را به حالت چرخشی، در هوا تکان می­دهد یا آن را جلو و عقب می­برد. البته خرچنگ نر برای دور کردن رقیبان خود نیز، از این چنگال استفاده می­کند.

وقتی ماهی سرطلایی دریاهای گرمسیری، با جفت خود روبرو می­شود، با حرکات رقص مانند سعی می­کند توجه او را جلب کند.

ماهی­های خوراکی نر، در فصل تولیدمثل، تغییر رنگ می­دهند تا ماده­ها بفهمند بعضی از آنها آمادگی جفت­یابی دارند. البته نوع ماده این ماهی­ها، رنگ­های کدر کم­رنگ دارند.

بعضی از حیوانات برای جلب توجه جفت، از حرکات رقص مانند و آواز استفاده می­کنند. گوزن قرمز نر، برای دور کردن رقبای خود نعره می­کشد. عقرب نر هم انبرک­های عقرب ماده را می­گیرد و به حالت رقص به دور او می­چرخد. ماهی آبنوس هم با انجام حرکات زیگزاگ، سعی می­کند جفتش را به سمت لانه بکشاند. البته پس از آن که ماهی آبنوس ماده تخم­گذاری کرد، ماهی آبنوس نر مسوولیت مراقبت از تخم­ها را بر عهده می­گیرد.

جفت­یابی برای عنکبوت­های نر، با خطرات فراوان همراه است؛ اگر عنکبوت نر مراقب خود نباشد، عنکبوت ماده ممکن است او را با طعمه اشتباه بگیرد و بخورد! عنکبوت­های نر برای شناساندن خود به جفت، از روش­های گوناگونی استفاده می­کنند. عنکبوت جهنده­ی نر، به کمک پاهای خود که آنها را به شیوه­ی مخصوص تکان می­دهد، به عنکبوت ماده می­فهماند که آماده­ی جفت­یابی است.

موش­های کور برهنه، جوندگانی هستند که در زیر زمین، و در داخل لانه­هایی تونلی­شکل، در گروه­هایی متشکل از چند خانواده، در کنار هم زندگی می­کنند. قدرت بینایی آنها به دلیل زندگی در جاهای تاریک، بسیار ضعیف است. در فصل جفت­یابی، موش­های کور نر، سر خود را به سقف تونل­ها می­کوبند که موش­های کور ماده لرزش ناشی از این کار را احساس می­کنند.

 

حرکات نمایشی در پرندگان:

در فصل تولیدمثل، پرندگان نر برای جلب توجه جفت، از شیوه­های گوناگون استفاده می­کنند. آنها می­رقصند، آواز می­خوانند و پرهای رنگین خود را به نمایش می­گذارند؛ حتی برای جفت­شان هدیه می­آورند یا مهارت لانه­سازی­شان را به رخ می­کشند.

مرغان بهشتی نر، پرها و بال­های رنگارنگ و بسیار زیبا دارند، که در فصل جفت­یابی، برای جلب توجه جفت، از آنها کمک می­گیرند. مرغ بهشتی نر، در حالی­که به حالت وارونه از شاخه­ی درخت آویزان شده است، پرهایش را مانند یک چتر از هم باز می­کند تا با نشان دادن پرهای زیبایش، نظر جفت را به خود جلب کند.

هم­زمان تعدادی از مرغان بهشتی نر روی یک درخت، پرها و بال­های زیبای­شان را به نمایش می­گذارند تا مرغان بهشتی ماده، از میان آنها، یکی را که خوش­رنگ­ترین است به عنوان جفت انتخاب کنند.

مرغابی نر دریاهای گرمسیری، برای جلب توجه جفت، کیسه­ی سرخ رنگ زیر گلوی خود را مانند یک بادکنک باد می­کند؛ حتی ممکن است او به مدت چندین ساعت با این گلوی بادکرده منتظر بماند تا یک پرنده­ی ماده او را انتخاب کند.

طاووس نر، پرهای باشکوه دمش را، مانند یک چتر، از هم باز می­کند و تکان می­دهد. او با این حرکات، سعی می­کند نظر طاووس ماده را، که پرهای قهوه­ای کدر دارد، جلب کند.

مرغ نغمه خوان استرالیایی، یا مرغ آلاچیق، برای تحت تاثیر قرار دادن جفت، به سختی تلاش می­کند. برای این­کار، ابتدا مرغ آلاچیق با دو ردیف شاخه، سقفی طاقی شکل، می­سازد و سپس آن را با چیزهای رنگارنگ، از جمله گل­ها، پرها و صدف­ها تزیین می­کند. به علاوه برای هرچه زیباتر شدن این آلاچیق، با استفاده از عصاره­ی میوه­های رنگی جنگلی، آن را رنگ­آمیزی می­کند.

مرغ آلاچیق ماده، پس از بازبینی دقیق آشیانه­ی جفتش، در صورتی­که آن را پسندید، در لانه اقامت می­گزیند، و جفت او می­شود.

 

 

 پیام­رسانی در حیوانات (مجموعه در قلمرو حیوانات)- انتشارات دلهام

/ 0 نظر / 166 بازدید