وبلاگِ علمی محققِ جوان
تحقیق و پژوهش های علمی، دانشگاهی و آموزشی
آرشیو وبلاگ
نویسنده: زری دولت فر - چهارشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٢

حیوانات برای شکار یا مخفی­ماندن از دید دشمنان خود، از روش همرنگی با محیط، استفاده می­کنند که "فن استتار" هم نامیده می­شود. در دنیای حیات­وحش، شگفت­آورترین و ماهرانه­ترین شیوه­های استتار انجام می­گیرد که از آن میان می­توان به حشراتی که شبیه گیاهان هستند؛ مارمولک­هایی که به سرعت تغییر رنگ می­دهند؛ پستانداران راه­راه که با سایه روشن­های جنگل در هم می­آمیزند تا از دید پنهان بمانند و ... اشاره کرد. بعضی از حیوانات هم برای دفاع از خود، به مناطق شلوغ، نزدیک نمی­شوند.

در دنیای حیواناتی که از روش هم­رنگی با محیط استفاده می­کنند، آفتاب­پرست­ها را به خاطر سرعت عملشان در این کار، باید در زمره­ی استادان این فن به شمار آورد، در این تصویر یک آفتاب­پرست در حال تغییر دادن رنگ پوستش است تا با محیط پیرامون خود هم­رنگ شود.

 

 درصورت تمایل روی ادامه مطلب کلیک کنید.



 

قایم موشک بازی:

بیشتر حیوانات برای یافتن شکار، یا ایمنی از حیوانات شکارچی، باید از دید مخفی بمانند تا بتوانند به حیات خویش ادامه دهند. آنها با استفاده از ترفندهای گوناگون توانسته­اند خود را با محیطی که در آن زندگی می­کنند، هم­رنگ سازند.

 نقره­ماهی با متلاطم کردن آب، به حدی که بدن نقره­ای رنگش مانند امواج آب بدرخشد، خود را از دید دشمنان پنهان می­کند. حتی رنگین ترین حشرات هم با شباهتی که به گلبرگ­ها دارند، می­توانند در میان گلبرگ­های گل­ها نامریی شوند. خطوط و نقش و نگارهای بدن یک حیوان نیز، موجب در هم شکستن چارچوب پیکر او می­شود؛ درنتیجه از فاصله­ی دور شناسایی آن را غیر ممکن می­سازد.

بدن نرم قورباغه و وزغ­ها، غذایی خوشمزه­ای برای انواع حیوانات و پرندگان است. اما آنها با سنگ­ها و رودخانه­های پیرامون خود به خوبی هم­رنگ شده­اند تا استتار کنند؛ درنتیجه از دید دشمنان در امان می­مانند. نقش و نگار، و رنگ­آمیزی، از جمله عوامل مهم در استتار به شمار می­روند. دوزیستانی که در خشکی زندگی می­کنند، مثلا قورباغه­ی شاخدار آمریکای لاتین، برای استتار از نقش و نگار و رنگ­های گوناگون پوست بدنشان کمک می­گیرند؛ بدین ترتیب در اثر شباهت به برگ­های مرده و پوسیده­ی کف جنگل، از دید پنهان می­مانند. قورباغه شاخدار آمریکای لاتین، در کف جنگل و میان برگ­های پوسیده مخفی می­شود و در انتظار طعمه می­نشیند. وقتی شکار نزدیک شود، به سرعت به طرف او جست می­زند و شکارش می­کند.

نقش و نگارهای سطح بال­های شب­پره­های فلفلی، هنگامیکه روی تنه­ی درختان می­نشینند، آنها را از دید دشمن در امان نگاه می­دارد. در گذشته، بال شاپرک­های خاکستری، هنگام نشستن روی تنه درختان، با درخت هم­رنگ می­شد و به خوبی استتار می­کردند. اما از حدود 200 سال پیش، آلودگی هوا، موجب تیره شدن پوست تنه­های درختان شد؛ در نتیجه پرندگان مهاجم توانستند شاپرک­های خاکستری را روی تنه­های تیره­رنگ، شناسایی و شکار کنند. به تدیج فقط شب­پره­های تیره­رنگ باقی ماندند و توانستند نسل خود را ادامه دهند.

حتی پانداهای غول­پیکر هم می­توانند نادیدنی باشند! شاید فکر کنید دیدن سیاهی و سفیدی آشکار پوست پانداها، کار خیلی آسانی است. اما همین رنگ­آمیزی آنها را در میان کوه­های پوشیده از برف، از دید دشمنانش مخفی نگاه می­دارد. حتی در تابستان نیز چارچوب پیکر پانداها در میان درختان جنگل خیزران، چنان با محیط هم­رنگ می­شود که تشخیص آنها را مشکل می­سازد.

 

 

بچه­های حیوانات:

بچه­های حیوانات همیشه در خطر حمله­ی حیوانات مهاجم و شکارچی قرار دارند. اما نقش و نگار و رنگ بچه­ها، که موجب هم­رنگی آنها با محیط می­شود، کاملا از رنگ والدین­شان متفاوت است؛ درنتیجه آنها از این خطر در امان می­مانند.

پوست پشمالو و خال­خالی، بیشتر بچه­های حیوانات را در هنگام استراحت از دید دشمنان، مخفی نگاه می­دارد. پوست خال­خالی سفید آهوان، چنان با برگ­ها و سایه روشن­های محیط در هم می­آمیزد که تشخیص آنها را دشوار می­سازد. وقتی بچه­های حیوانات رشد می­کنند و قادر به حرکت می­شوند، رنگ پوست دوران بچگی­شان تا مدت چند هفته، آنها را از خطر جانوران مهاجم در امان نگاه می­دارد. حتی بچه­های شکارچیان درنده نیز آسیب­پذیرند. بچه شیرها، پوست پشمالوی خال­خالی خود را، تا مدت 3 ماه همچنان حفظ می­کنند.

شیر ماده برای یافتن غذا ناگزیر است توله­هایش را، مدتی تنها بگذارد. اما بچه شیرها در میان علف­زارهای طلایی، به خوبی با محیط اطراف هم­رنگ می­شوند تا از نظر مخفی بمانند.

  پوست پشمالو و خال­خالی بچه یوزپلنگ، و نیز یال خاکستری دور گردنش، سر، گردن، پشت و دم او را از دید دشمن، مخفی نگاه می­دارد. بنابراین بچه یوزپلنگ به آسانی می­تواند خود را در میان بوته­ها مخفی کند.

 مرغان ماهی­خوار، در حفره­های سطح زمین تخم­گذاری می­کنند و نیازی به استتار تخم­هایشان ندارند. پوسته­ی تخم ها سفید است در نتیجه والدین به راحتی می­توانند در فضای تاریک درون لانه، آنها را تشخیص دهند.

 مرغ باران هنگام نزدیک شدن دشمن، حواس او را پرت می­کند تا لانه­اش را، که در محوطه­ی باز قرار دارد، پیدا نکند. البته تخم­های مرغ باران با وجود قرار گیری در محیط باز، به دلیل هم­رنگی با محیط اطراف، به سختی قابل شناسایی است.

تشخیص تخم­های پرندگان، در صورتیکه پوسته آنها خال­خالی باشد، بسیار دشوار است. تخم­هایی که پرندگان مادر در محوطه­های باز می­گذارد، معمولا هم­رنگ سنگ­ها و ماسه­های محیط اطراف است. اما تخم­هایی که در محل مخفی، و دور از چشم گذاشته می­شوند، مثلا زیرزمین یا بلندی­ها، نیازی به استتار ندارند.

 

 

شکار و شکارچیان:

حیوانات شکارچی و شکار، باید با محیط هم­رنگ شوند، تا از دید پنهان بمانند. یک حیوان شکارچی باید آهسته به شکار نزدیک شود در حالیکه شکار فقط در صورت پنهان ماندن از دید شکارچی، می­توانند از خطر مرگ در امان بماند.

در فضاهای باز، هم حیوانات شکارچی و هم شکار، باید با محیط هم­رنگ باشند. رنگ پوشش پشمالوی شیرها و گوزن­های علف­زارهای آفریقا، قهوه­ای است. بیشتر مارهای صحرایی، درست مانند طعمه­های­شان، به رنگ شنزارهای بیابان هستند. در ناحیه قطب شمال، روباه­ها و خرگوش­های قطبی نیز پوستی پشمالو و سفید دارند که با سرزمین­های برفی قطب، هم­رنگ است.

نقش­های خال­خالی و خطوط راه­راه، پرتوهای نور را درهم می-شکنند. هرچند این نقش و نگارها به سرعت از فاصله­ی دور دیده می­شوند، اما شکستن پرتوهای نور، شناسایی چارچوب بدن حیوان را دشوار می­کند؛ درنتیجه تشخیص اندازه­ی جثه حیوان و اینکه آیا تنها است یا به صورت گله، دشوارتر می­شود.

خطوط راه­راه بدن گورخر، چندان کمکی به مخفی شدن او نمی­کند. اما جانوران مهاجمی که قدرت تشخیص رنگ­ها را ندارند، مجموعه­ی گله گورخرها را یکپارچه می­بینند، درنتیجه نمی­توانند یک گورخر را از بقیه تشخیص دهند و برای شکار انتخاب کنند.

خطوط راه­راه سیاه روی بدن پوست پشمالوی ببرماده، همانند پرتوهای چشمک­زن خورشید از لابلای برگ­های درختان به کف جنگل می­تابد، با سایه روشن­های جنگل درهم می­آمیزد و او را چنان با رنگ­های محیط هم­رنگ می­سازد که شکار متوجه ببر ماده نمی­شود.

پوست خالخال پلنگ نیز هنگامیکه روی شاخه درخت دراز کشیده و زیر گرمای خورشید استراحت می­کند، مانندسایه روشن­هایی به نظر می­رسد که هنگام تابش نور از لابلای برگ­های درختان ایجاد می­شود؛ درنتیجه پلنگ از دید مخفی می­ماند.

 مارسبزتاکستان، در جنگل­های جنوب آسیا زندگی می­کند. بدن باریک، دراز و دم شلاقی به همراه مردمک افقی این مار، در حالیکه بدنش را به دور شاخه­های تودرتوی درخت انگور پیچیده، مانند یکی از این شاخه­ها به نظر می­رسد. در اینحالت مار تاکستان به محض دیدن هرپرنده­ی کوچک یا مارمولکی که از کنارش عبور می­کند، با یک حرکت سریع و ناگهانی، او را شکار می­کند و بدنش را به دور طعمه می­پیچد؛ سپس آنقدر فشارش می­دهد تا از بین برود.

 شیرهای ماده درحالیکه لابلای علفزارهای طلایی از دید پنهان هستند، خیلی آهسته و دزدکی به سمت طعمه می­خزند. آنها گام به گام جلوتر می­روند و تا جایی که ممکن است به گله نزدیک می­شوند؛ سپس ناگهان از مخفیگاه­شان بیرون می­پرند و با سرعت 65 کیلومتر در ساعت، به سمت گله یورش می­برند.

گله­های کوچک بزهای آفریقایی، در منطقه نیمه بیابانی جنوب آفریقا، به صورت گروهی، دنبال غذا می­گردند. آنها با زمین خشک و علف­های یکدست این ناحیه، به خوبی درهم می­آمیزند و هم­رنگ می­شوند تا از دید پنهان بمانند.

  

همیشه درتغییر:

وقتی محیط زندگی حیوانات همیشه در تغییر است، پس آنها چگونه می­توانندخودشان را با محیط هم­رنگ سازند. یا بعبارت دیگر استتار کنند؟ بعضی از حیوانات می­توانند رنگ پوست یا پوشش پشمالوی بدنشان را، هر زمان که لازم بود، تغییر دهند.

هشت­پایان و ده­پایان، به منظور هم­رنگ ساختن خود با محیط، و همینطور در شرایط مختلف احساسی، تغییر رنگ می­دهند. مثلا یک هشت­پا در هنگام عصبانیت، به رنگ قرمز درمی­آید یا در زمان ترس،با تغییر رنگ،سفید می­شود. همچنین زمانیکه یک هشت­پا در حال نبرد است، از رنگ سیاه تا قرمز تمایل به قهوه­ای، به صورت پی­درپی تغییر رنگ می­دهد.

آفتاب­پرست­ها می­توانند در مدت چند دقیقه تغییردهند. محل زندگی او بالای درخت است و حشرات را شکار می­کند. عمل تغییر رنگ سریع و بسیار کارآمد آفتاب­پرست او را از دید شکار مخفی می­کند. این جانور روی شاخه درخت بی­حرکت می­نشیند  و با چشم­های برآمده و متحرکش به طعمه خیره می­شود؛ سپس با زبان دراز و چسبناکش طعمه را شکار می­کند. آفتاب­پرست از طریق هدایت جریان­های عصبی می­تواند رنگدانه­های تیره رنگ واقع در زیر پوست خود را، به هر قسمت از سطح پوستش منتقل کند.

  ماهی­های پهن برای هم­رنگی با بستر دریا، به کمک رنگدانه­های سطح پوستشان، تغییر رنگ می­دهند. آزمایش­ها نشان داده است ماهی­های پهن حتی می­توانند پوست بدنشان را به رنگ صفحه شطرنج درآورند!

بارش برف و سفیدی زمین، چشم انداز محیط را به نحو زیبایی تغییر می­دهد. حیوانات قطبی در همه­ی فصل­ها به غیر از زمستان، که هم­رنگ زمین هستند، از دید پنهان می­مانند. اما هنگام زمستان، باید پوشش پشمالوی بدنشان را تغییر دهند، تا هم­رنگ برف شوند. مثلا پرهای تیره و قهوه­ای باقرقره­ها، در زمستان تغییر رنگ می­دهد و به رنگ سفید در می­آید. پوشش پشمالوی قاقم و سمورها هم در فصل زمستان، تغییر رنگ می­دهد؛ درحالیکه در فصل تابستان پوشش پشمالوی آنها، قهوه­ای و هم­رنگ محیط می­شود.

 

 

استتار در زیر آب:

هرگونه از ماهیان، برای زندگی در عمق ویژه­ای از آب اقیانوس، سازگاری یافته­اند. بعضی از آنها در مناطقی نزدیک سطح آب زندگی می­کنند که نور خورشید به خوبی در آن نفوذ می­کند؛ بعضی دیگر هم درجاهای خیلی عمیق به سر می­برند که نور خورشید به آن نمی­رسد و کاملا تاریک است. همه­ی این ماهیان برای فریفتن جانوران شکارچی یا شکار، از نور و رنگ کمک می­گیرند.

جمعیت عظیمی از انواع جانوران دریایی رنگارنگ و پرنقش و نگار، در میان آبسنگ­های مرجانی پرسه می­زنند. خطوط و نقش و نگارهای رنگین ماهی­ها، به آنها کمک می­کند تا هم­نوعان خود را شناسایی کنند یا لابلای آبسنگ­های مرجانی، از دید دشمنانشان مخفی بمانند؛ در نور درخشان و سایه­روشن­هایی که خطوط بدنشان را درهم می­شکند، تشخیص آنها دشوار است. بیش از 200 نوع پروانه ماهی وجود دارد که خطوط یا نقش و نگار بدن آنها، با یکدیگر متفاوت است.

پروانه ماهی رنگارنگ، در میان آبسنگ­های مرجانی زندگی می­کند؛ جایی که انواع مهاجمین خطرناک از جمله کوسه­ماهی­ها، هشت­پایان و مارماهی درنده، پرسه می­زنند. خطوط پرنقش و نگار و رنگارنگ پروانه ماهی­ها، چارچوب بدن آنها را در هم می­شکند، درنتیجه از دیدن مهاجمین در امان می­مانند. در ضمن چشم­های دروغین و بزرگ آنها که در محل دورتری از چشم­های واقعی او قرار دارند؛ دشمنان را دچار سردگمی می­کند؛ درنتیجه جانور مهاجم به سختی می­تواند تشخیص دهد که این ماهی به کدام سمت شنا می­کند.

 ماهی خال­خالی موسوم به اسقومتری، شاه­ماهی و سایر ماهی­هایی که بطور گروهی در نزدیک سطح آب شنا می­کنند، معمولا به رنگ نقره­ای هستند. بنابراین وقتی پرتوهای نور روی پولک­های نقره­ای آنها بتابد با نور خیره کننده­ای می­درخشند. ماهیانی هم که در نقاط ژرف دریا زندگی می­کنند، اندام­های نورافشان آنها در اعماق تاریک آب، باعث سردرگی طعمه می­شوند.

 

 

شکل­ها نقش و نگارها:

بعضی از جانوران که در زیر آب زندگی می­کنند، برای استتار و هم­رنگی با محیط، چنان عمل می­کنند که به گیاهان یا سنگ­های بستر دریا، شبیه می­شوند؛ آنها حتی خود را به شکل سایر جانوران دریایی اطرافشان، درمی­آورند.

بعضی وقت­ها خود جانوران دریایی چنان رنگ­آمیزی شده­اند که مانند یک پس­زمینه­ی مناسب برای مخفی شدن بقیه جانوران، به کار می­آیند. توتیای دریایی، محل زندگی میگوهای بسیار کوچک است که تیغ­های آنها، کاملا شبیه تیغ توتیای دریایی است. مرجان­های رنگین، برای ماهیانی که لابلای آبسنگ­های مرجانی زندگی می­کنند، زمینه­ای پدید آورده­اند تا از دید دشمن پنهان بمانند. خال­های بزرگ و تیره­رنگ سطح بدن ماهی­ها از جمله دلقک ماهی، رنگ­های درهم برهم، و گیج کننده­ای را ایجاد می­کند؛ درنتیجه او لابلای شاخه­های شبکه مانند مرجان­ها، کاملا از دید پنهان می­ماند.

ماهی میگوی راه­راه و تیغ­دار، جزو خانواده­ی اسب­های دریایی به شمار می­رود. این نوع میگو لابلای تیغ­های توتیای دریایی محل زندگی خود، محو می­شود؛ درنتیجه از خطر جانوران مهاجم در امان می­ماند.

شاید سمی­ترین ماهی جهان، عقرب ماهی باشد که تیغ­های سمی و مرگبار پشت بدنش، هنگام احساس خطر راست می­شوند. عقرب ماهی­ها در بستر دریا کاملا نادیدنی هستند.

ساقه­های برگ مانند علف­های دریایی، که در بستر دریا می­رویند، همراه جریان­های آب، این سو و آن سو تاب می­خورند و حالت شناور دارند. بسیاری از جانوران دریایی و شبیه، به رنگ سبز قهوه­ای هستند؛ حتی زایده­ی اندام­های بدن آنها، مانند ساقه­های برگی علف­های دریایی، در آب موج برمی­دارد و تاب می­خورد؛ درنتیجه از دید پنهان می­مانند.

ماهی دریایی ساراگاسو با شکل عجیب خود، در میان انبوهی از خزه و جلبک­های شناور، زندگی می­کند. بدن این ماهی پوشیده از تیغ­ها و زایده­های برگ مانند است که او را به جلبک­ها و خزه­ها شبیه کرده است.

 نوعی کوسه ماهی معروف به فرش کوسه، هنگامیکه در بستر دریا دراز می­کشد، به واسطه­ی رنگ بدنش و نیز زایده­های چین­دار دوروبر دهانش، که او را مانند علف­های دریایی می­نمایاند، تقریبا از دیده پنهان است.

 

 

گیاه یا حیوان؟

حیواناتی که پس از گذران مراحل رشد، سرانجام به شکل گیاهانی می­شوند که در لابلای آنها زندگی می­کنند. در زمره­ی جالب­ترین و زیباترین شگفتیهای طبیعت به شمار می­روند.

حشراتی که شکل برگ­ها و شاخه­ها را تقلید می­کنند، شیوه­­ی استتار شگفت­انگیزی یافته­اند که آنها را از دید مخفی نگاه می­دارد. جانوران مهاجم، تا زمانیکه این نوع حشرات بی­حرکت هستند، نمی­توانند آنها را از گیاهان تشخیص دهند. حشرات برگ مانند، از هر لحاظ به شکل یک برگ واقعی هستند، حتی حاشیه­های دندانه­دار برگ­ها نیز در آنها دیده می­شود! "مانتیس گل­نما" که شبیه گل ارکیده است، هنگامیکه روی این گل می­نشیند، تشخیص او از گلبرگ­های واقعی، غیرممکن است. مانتیس گل­نما پس از نشستن در لابلای گلبرگ­های گل ارکیده، منتظر طعمه می­شود. وقتی حشره­ای روی این گل می­نشیند، ناگهان در میان انبوه انبرک­های دراز مانتیس گرفتار می­شود.

حتی شناسایی جانوران بزرگ، اگر هم­رنگ درختانی باشند، که بالای آنها زندگی می­کنند بسیار دشوار است. در جنگل­های بارانی، سایه روشن پرتوهای نور، بدن تنبل را، از دید پنهان نگاه می­دارد؛ طوطی­های سبز که از شاخه­های درختان به حالت وارونه آویزان می­شوند، شبیه خوشه­ای از برگ­ها به نظر می­رسند. حشرات و دوزیستان کوچک نیز، روی پوست خال­خالی تنه­های درختان، کاملا نادیدنی هستند.

بالای شاخه­های بلند درختان جنگل­های بارانی، تنبل بصورت وارونه و به کمک چنگال­ پاهای سه انگشتی­اش، آویزان می­شود؛ او دوسوم از مدت روز را به این حالت و در خواب، سپری می­کند. روش استتار ماهرانه­ی تنبل، مانع می­شود تا مارها و عقاب­ها بتوانند او را پیدا کنند؛ جلبک­های سبز هم، سطح پوست خز تنبل را می­پوشانند، درنتیجه قطرات باران از خز او، روی زمین می­چکد.

 مارمولک دم برگی  نیز، به جای دم دراز، دمی پهن و تخت دارد. شکل پر نقش و نگار بدن این مارمولک، که مانند پوست تنه درخت است، به خاطر فلس­های چین­دارش، در پس­زمینه­ی تنه­ی درخت، تقریبا ناپدید است.

 

 

رنگ­هایی برای هشدار:

گروهی از حیوانات به جای آنکه استتار انجام دهند و هم­رنگ محیط شوند، رنگ­های روشن و براق خود را نمایش می­دهند، تا دشمن را بترسانند. رنگ­های روشن آنها به جانور مهاجم هشدار می­دهد که مرگبار هستند.

رنگ­های زرد، قرمز و سیاه، از علایم خطر در طبیعت به شمار می­روند. حتی آدمیان نیز از این رنگ­ها به عنوان علایم خطر و هشدار استفاده می­کنند. کفشدوزک­ها که به رنگ زرد و قرمز خال­خالی هستند، بسیار بدمزه­اند و جانوران مهاجم، خیلی زود می­فهمند که باید از آنها دوری کنند. خطوط راه­راه زرد و سیاه هم، از دیگر نشانه­های هشداردهنده به ­شمار می­روند.

خطوط راه­راه زرد و سیاه زنبورهای معمولی، زنبورهای سرخ و زنبورهای عسل، پرندگان و ما را از این خطر آگاه می­کنند که اگر مزاحمشان شویم، نیش خواهند زد.

بدن سوسمار شن­زی دم آبی، دارای دو ردیف رنگ­های هشداردهنده است. اگر دشمن به دم او حمله کند، دمش قطع می­شود و روی زمین می­افتد. به این ترتیب او فرصت پیدا می­کند تا به کمک پاهای کوچکش با سرعت بدود و خود را از خطر نجات دهد.

  بعضی از زیباترین جانوران طبیعت، رنگ­های روشن و هشداردهنده­ای دارند که دشمنان آنها را می­ترساند. حلزون­های دریایی، که در بستر دریا زندگی می­کنند، رنگ روشن و بسیار زیبا دارند، اما نیش آنها بسیار سمی و مرگبار است. رنگ پوست قورباغه­های موسوم به پیکان سمی، بسیار روشن است و مانند یک جواهر می­درخشد. قورباغه­های شکم آتشین نیز، هنگام احساس خطر، شکم رنگین خود را به دشمن نشان می­دهند و او را می­ترساند.

حلزون­های دریایی که راب هم نامیده می­شوند، صدف ندارند. هم­نوعان آنها هم که در خشکی زندگی می­کنند، صدف ندارند. اما بعضی از حلزون­های دریایی با این­که از پوشش دفاعی مناسب برای مقابله با دشمنان خود برخوردار نیستند، یک ماده­ی شیمیایی دفاعی، حاوی اسید سولفوریک آزاد می­کنند که این ماده­ی مرگبار به دهان جانور مهاجم ریخته می­شود.

سم قورباغه پیکان سمی، مرگبار است و بومیان آمریکای جنوبی گوشت این قورباغه را کباب می­کنند تا سم او را جمع­آوری کنند و نوک پیکان­های خود را به این سم آلوده سازند. قورباغه­های پیکان سمی آبی رنگ ساکن آمریکای لاتین، بسیار مهاجم و بی­باک هستند. مواظب باشید!

 شکم رنگین قورباغه­ی آتشین، ماده­ای کف آلود و بسیار زهرآگین ترشح می­کند. این قورباغه هنگام احساس خطر، شکم سیاه و قرمز خود را نشان می­دهد تا جانور مهاجم بترسد و نزدیک نشود. اما اگر دشمن عقب­نشینی نکند، کف پاهای رنگین خود را نیز نشان می­دهد.

 

 

تقلید:

بعضی از حیوانات بی­آزار، دقیقا مشابه همنوعان سمی خود هستند. جانوران مهاجم آنها را با طعمه­های رنگین و سمی که می­دانند باید از آنها دوری کنند، اشتباه می­گیرند؛ درنتیجه از نزدیکی به این حیوانات بی­آزار، ولی ظاهرا سمی و خطرناک، دوری می­کنند.

مگس­های درجا بال زن، شاپرک­ها وسوسک­های زنبورنما، به واسطه­ی داشتن بدنی با خطوط رنگین زرد و سیاه، از خطر حمله­ی جانوران مهاجم، در امان می­مانند. همچنین حیوانات شکارچی از نزدیکی به حشراتی که شکل کفشدوزک­های بدمزه هستند، دوری می­کنند. بعضی از حشرات از جمله عنکبوت­های مورچه­نما، با تقلید، به راحتی مورچه­ها را فریب می­دهند تا آنها را شکار کنند.

با دقت به این "مورچه" نگاه کنید؛ هشت پا دارد، اما جانوری که می­بینید، مورچه نیست بلکه یک عنکبوت مورچه­نما است. این نوع عنکبوت به غیر از این شباهت ظاهری، پاهای جلویی خود را نیز بالای سرش نگاه می­دارد و رفتار مورچه­ها را تقلید می­کند تا مرچه­ها او را هم­نوع خودشان پندارند؛ اما آنها نمی­دانند که لحظاتی بعد، قربانی یک هم­نوع دروغین خواهند شد!

 شباهت ظاهری و فریبنده­ی بعضی از حیوانات، شکارچیان یا طعمه­ی آنها را، دچار اشتباه می­کند؛ درنتیجه آنها در شناسایی این قبیل حیوانات، سر درگم می­شوند. حتی آدمیان نیز در تشخیص مار مرجانی سمی، از شاه­مار بی­آزار و غیر­سمی، دچار اشتباه می­شوند. در بخش­هایی از آمریکا، که اینگونه از مارها فراوان یافت می­شوند، افراد محلی می­توانند مار مرجانی سمی را از شاه­مار بی­آزار تشخیص دهند.

 مار مرجانی سمی بسیار خطرناک است. درنتیجه شاه­مار بی­آزار هم، به دلیل شباهتی که به مار مرجانی دارد، از خطر حمله­ی مهاجمین در امان می­ماند. حلقه­های سرخ رنگ مار سمی با حلقه­های مشکی در کنار هم هستند؛ اما حلقه­های سرخ رنگ شاه­مار غیر سمی با حلقه­های زرد رنگ احاطه شده­اند.

 

 

شیوه­های غافل­گیری:

نمایش سریع رنگ­های هشداردهنده و ترسناک، می­تواند یک جانور مهاجم را، تا چند لحظه از فکر حمله، پشیمان کند؛ این فاصله، فرصتی برای شکار فراهم می­کند تا خودش را از خطر نجات دهد. بسیاری حیوانات برای دفاع از خود، از این شیوه­ی دفاعی موسوم به غافل­گیری، استفاده می­کنند.

معمولا پرندگان بزرگ یا پستانداران، چشم­هایی درشت دارند. به این ترتیب وقتی جانوران شکارچی با یک جفت چشم بزرگ روبرو می­شوند، ترجیح می­دهند از حمله به شکار، خودداری کنند. از سوی دیگر، شکارچیان به محض مشاهده­ی چشم­های بزرگ و ترسناک، حواسشان پرت می­شود و فریب می­خورند، درنتیجه به قسمت­هایی از بدن شکار حمله­ور می­شوند که کمتر آسیب­پذیر است.

جیرجیرک بال آبی، هنگام جهش­های ناگهانی، بال­های پیشین خود را به سمت جلو نگاه ­می­دارد؛ او با این کار، بال­های آبی تیره رنگش را، برای ترساندن دشمن، نمایش می­دهند. وقتی که این جیرجیرک در فاصله­ای دورتر، روی زمین فرود می­آید، دوباره بال­های خود را می­بندد.

 فقط حشرات نیستند که از شیوه­های دفاعی استوار بر "ترساندن یا بینایی"، استفاده می­کنند. وقتی یک سوسمار شن­زی زبان روشن و رنگین خود را به سرعت بیرون می­آورد و نمایش می­دهد، یا زمانی که یک ده­پا یا هشت­پا، به سر و صورت دشمن، ماده­ای رنگین می­پاشد، همین شیوه­ی دفاعی به کار گرفته شده است. با این روش بسیاری از دشمنان می­ترسند و از فکر حمله به  شکار یا تعقیب او پشیمان می­شوند. بعضی از حیوانات سوسمار مانند امروزی، که نسل آنها به دوران ماقبل تاریخ برمی­گردد، می­توانند به سرعت تغییر شکل دهند و با پف دادن فلس­ها، یا ستون مهره­های پشتی­شان، هیبت ترسناکی پیدا کنند.

سوسمار شن­زی زبان آبی، زبان خود را پی­درپی از دهانش بیرون می­آورد و به دشمن نشان می­دهد، تا او را بترساند! وقتی سوسمار شن­زی، زبان آبی رنگش را از دهان قرمزش خارج می­کند، نشانه اعلام خطر و هشدار به دشمن است تا نزدیک نشود. وقتی این سوسمار بدنش را نیز پف می­کند و هیبت ترسناکی به خود می­گیرد، جانور مهاجم بیش از پیش می­ترسد.

 مارمولک یقه چتری استرالیایی، حدود یک متر طول دارد و لایه­ای از پوست چین­دار، پیرامون گردنش را پوشانده است. این مارمولک هنگام احساس خطر، برای ترساندن دشمن، زایده­ی چین دار دور گردنش را مانند یک چتر باز می­کند تا ظاهرش هرچه بیشتر ترسناک شود.

 

 

دفاع شخصی:

بعضی حیوانات، چه دارای رنگ­های هشداردهنده باشند و چه نباشند، برای دفاع از خود، واکنش­های بسیار کارآمد، نشان می­دهند. واکنش­های دفاعی در مورد راسو و لاک­پشت­ها، بسیار کارساز است .

مارمولک­ها و وزغ­ها، برای مقابله با دشمن، معمولا خودشان را بسیار بلندتر و بزرگ­تر از آنچه که هستند، نشان می­دهند. بعضی از حیوانات از جمله اپوسوم، خود را به مردن می­زنند؛ درنتیجه دشمن با این پندار که مرده است، او را به حال خود رها می­کند. بعضی از انواع مارها نیز از چنین ترفندی استفاده می­کنند.

نوعی مار آمریکای شمالی که سر تیز و کروی دارد، هنگام احساس خطر تف می­اندازد و صدای هیس هیس در می­آورد تا جانور مهاجم بترسد. اما اگر دشمن عقب­نشینی نکرد، خودش را به مردن می­زند؛ برای این کار ابتدا به پهلو روی زمین غلت می­زند و پس از چند بار پیچ و تاب دادن به بدنش، بی­حرکت و سخت، سرجایش می­ماند تا خطر رفع شود.

 اژدهای ریش­دار استرالیا که زیر چانه­ی او کیسه­ای تیغ­دار وجود دارد، در هنگام احساس خطر، این کیسه را باد می­کند و به شکل یک گلوله­ی تیغ­دار در می­آورد؛ هم­زمان دهانش را هم باز می­کند و درون دهان رنگین و ترسناکش را به دشمن نشان می­دهد تا او را بترساند و فراری دهد.

لاک­پشت در هنگام خطراحساس خطر، درون لاک سخت و استخوانی خود مخفی می­شود. لاک این جانور از قطعات شاخی و استخوانی تشکیل شده که صفحه­ی شاخی خارجی نامیده می­شود. این قسمت به بخش استخوانی تخت لاک، که کاسه­ی لاک نام دارد و به ستون مهره­های پشتی جوش خورده، متصل است. نیمه­ی زیرین لاک هم "پوشش شاخی پشت" نامیده می­شود.

جوجه تیغی هنگام احساس خطر، برای مراقبت از خود، بدنش را گلوله می­کند به صورت یک توپ تیغ­دار در می­آید. این تیغ­ها در واقع موهای زبر، سخت و فشرده هستند که وقتی ماهیچه­های زیر آنها منقبض می­شود، راست می­ایستند.

حیواناتی از جمله آرمادیلو، جوجه تیغی و مورچه­خوار فلس­دار آفریقایی، که مجهز به صفحات زره­مانند و تیغ­دار هستند، به آسانی می­توانند بدن خود را گلوله کنند تا دشمن نتواند به بخش­های نرم وآسیب­پذیر اندام­هایشان، دسترسی پیدا کند. حیواناتی مثل لاک­پشت­ها و حلزون­ها نیز هنگام احساس خطر درون لاک یا صدف­شان مخفی می­شوند.

 

 

سلاح­های خطرناک:

جانوران شکارچی به خوبی می­دانند که درصورت روبرویی با تیغ­های نوک­تیز یا نیش بعضی از حیوانات، که از آنها به عنوان سلاح دفاعی استفاده می­کنند، باید خطر جراحت یا مرگ را بپذیرند.

نیش حشرات، عروس دریایی و عقرب­ها، که برای انسان دردناک است، برای جانوران کوچک کاملا مرگبار به شمار می­رود؛ هر چند که نیش زهرآگین بعضی از مارها و عنکبوت­ها، برای آدمیان نیز مرگبار است. حیوانات مجهز به نیش­های زهرآگین، می­توانند از این ماده­ی مرگبار به عنوان یک وسیله­ی دفاعی استفاده کنند اما بیشتر وقت­ها آن را برای فلج کردن یا کشتن طعمه، به کار می­گیرند.

بیشتر جانوران دریایی، لابلای صخره­های مرجانی زندگی می­کنند و از آسیب بازوان گزنده و سمی شقایق­های دریایی، در امان هستند. دلقک­ماهی به خاطر پوست لزج و چسبناک خود، از خطر بازوان سمی شقایق­های دریایی در امان است؛ درنتیجه دور از حیوانات مهاجم، و در امنیت کامل، لابلای شقایق­های دریایی زندگی می­کند.

 تیغ و خارهای بعضی از پستانداران، ازجمله جوجه تیغی، خارپشت و شاخ کرگدن، در حقیقت انبوهی از موهای متراکم هستند که چنین وضعیتی پیدا کرده­اند. بچه­های خارپشت، هنگام تولد هم تیغ دارند، اما آنها بسیار نرم و شکننده هستند. همه­ی این ابزارهای دفاعی، آسیب شدیدی به دشمن وارد می­سازند، اما معمولا فقط بعنوان وسیله­ی دفاعی به کار برده می­شوند تا آن­که بعنوان یک سلاح تهاجمی مورد استفاده قرار گیرند.

تعداد تیغ­های خارپشت آمریکای شمالی، بیشتر از 30000 عدد است؛ این جانور هنگام احساس خطر، و قبل از آن­که به سرعت به دشمن حمله­ور شود، پاهایش را بر زمین می­کوبد و تیغ­های پشتش را می­لرزاند.

  کرگدن سفید آفریقایی، که نسل آن در خطر نابودی است، پوست بسیار کلفت و دو عدد شاخ نوک تیز دارد. متاسفانه شکارچیان غیر مجاز، و قاچاقچیان حیوانات، هنوز هم این جانور بی­آزار و آرام را، به خاطر شاخ­های قیمتی­اش، که از آنها به عنوان وسیله دفاعی استفاده می­کند، از بین می­برند.

 

 

 استتار و دفاع در حیوانات (مجموعه در قلمرو حیوانات)- انتشارات دلهام

من در رشته تولید و بهره وری گیاهان دارویی و معطر تحصیل کردم، همچنین فارغ التحصیل در رشته مهندسی منابع طبیعی گرایش محیط زیست هستم. سعی من برآنست اندکی از مباحثی که آموخته ام را به اجرا بگذارم. با احترام از مساعدت های خانواده و دوستانم صمیمانه سپاسگزارم و سر فرود می آورم ... در پناه خداوندگارم باشید.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :