وبلاگِ علمی محققِ جوان
تحقیق و پژوهش های علمی، دانشگاهی و آموزشی
آرشیو وبلاگ
نویسنده: زری دولت فر - جمعه ۱۸ اسفند ۱۳٩۱

ارتباط یعنی ارسال و دریافت پیام. پارس کردن سگ، آواز خوانی پرنده، نورافشانی کرم شب­تاب یا رنگ­آمیزی درخشان یک پروانه، همگی نشانه­هایی به شمار می­روند که حیوانات برای ایجاد ارتباط با یکدیگر، به کار می­گیرند. این علایم ارتباطی، به آنها در یافتن غذا و همسر، نگهبانی از لانه­هایشان و نشان دادن حالات و احساساتشان یا دور کردن دشمن، کمک می­کنند. همه­ی این شیوه­های ارتباطی، برای بقای یک حیوان ضروری هستند. پیام­ها را می­توان به نقاط دور یا نزدیک ارسال کرد.

 

 در صورت تمایل روی ادامه مطلب کلیک کنید.


برقراری تماس:

حیواناتی که از گونه­های همسان هستند، از شیوه­های ارتباطی گوناگون، برای برقراری ارتباط با یکدیگر، یافتن غذا و شناسایی جفت استفاده می­کنند. بعضی دیگر از پیام­ها هم فقط برای فراری دادن دشمنان، به کار گرفته می­شوند.

حیوانات برای هشدار دادن به دشمنان، از نشانه های گوناگون استفاده می­کنند. بعضی از آنها برای راندن حیوانات مهاجم، از ننمایش دادن رنگ­های براق بدن خود استفاده می­کنند که به مهاجم بفهماند آنها سمی هستند و نباید آنها را خورد. بعضی دیگر، هنگام احساس خطر، فریادهای ترسناک می­کشند، غرش می-کنند یا حرکات تهدیدآمیز از خود نشان می­دهند.

اگر یک مار زنگی احساس کند که حیوان مهاجم بیش از حد به او نزدیک شده است، پولک­های انتهای دم خود را تکان می­دهد، که مانند زنگوله صدا می­دهند. معمولا این علامت هشداردهندده، موثر واقع می­افتد و دشمن دور می­شود.

انبوه موهای پشت بدن بچه یوزپلنگ­ها، جثه آنان را بزرگ­تر از اندازه واقعی­اش می­نمایاند، درنتیجه حیوانات مهاجم از آنها می­ترسند.

بیشتر علایمی که حیوانات از آنها برای ایجاد ارتباط یا نشانه­ی هشدار استفاده می­کنند، 3 حس بینایی، شنوایی و بویایی را به کار می­گیرد، شیوه ارتباطی که یک حیوان به کا می­گیرد، بستگی به محل زیست او و مقدار مسافتی دارد که پیام باید طی کند. علایم بینایی، در فاصله­های کوتاه به ویژه در آب و جنگل­های انبوه، بسیار موثرند. علایم بویایی که به کمک نسیم به سرعت در اطراف پراکنده می­شوند، تا چند ساعت یا چند روز دوام دارند.

میمون­های سیاه آفریقایی که چانه و دم هم دارند، با استفاده از شیوه­های صوتی ویژه، یکدیگر را از انواع خطرها آگاه می­کنند. مثلا آنها با توجه به نوع حیوان مهاجم، صدای هشداردهنده­ی متفاوتی تولید می­کنند.

 

مارماهی آمریکای جنوبی، در امتداد بدن خود، اندام­هایی دارد که نیروی االکتریسیته تولید می­کنند؛ او از این علایم الکتریکی، برای جهت­یابی و ایجاد ارتباط استفاده می­کند. مارماهی برای شناسایی یکدیگر و یافتن همسر، با شیوه­های ویژه این علایم را روشن و خاموش می­کنند.

حواس برتر:

حیوانات، اطلاعات مورد نیاز خود را از طریق حواس­شان دریافت می­کنند. با توجه به شیوه­های ارتباطی حیوانات، بعضی از حواس آنها به مراتب قوی­تر عمل می­کنند. مثلا حیواناتی که از قدرت بینایی قوی­تری برخوردارند بیشتر از علایم بینایی استفاده می­کنند.

حیواناتی که از طریق صدا و رنگ با یکدیگر ارتباط برقرار می­کنند، باید از قدرت شنوایی و بینایی قدرتمندی برخوردار باشند. روباه گوش­دراز که در صحرای آفریقا زندگی می­کند، برای یافتن غذا، شب هنگام، از مخفیگاهش بیرون می­آید و از گوش­های بزرگ خود برای گوش دادن به صدای حشرات و مارمولک­ها استفاده می­کند، تا محل آنها را ردیابی و شکارشان کند.

میمون­های کوچک درختی ساکن جزیره­ی ماداگاسکار، چشمانی بزرگ دارند، درنتیجه نور بیشتری به چشم­شان وارد آنها می­شود و در تاریکی شب یا زیر نور ستارگان به راحتی می­توانند تا فاصله­ی 30 متری خود را ببینند.

سگ­ها حس بویایی بسیار قدرتمندی دارند. تعداد سلول­های بویایی سگ­های پلیس نژاد اروپای شمالی 40 برابر تعداد سلول­های بویایی انسان است. همچنین قدرت بویایی این سگ­ها یک میلیون بار قوی­تر از قدرت بویایی ما است. سگ­ها از حس بویایی خود برای یافتن غذا، جفت و شناسایی هر غریبه­ای که به قلمروشان وارد می­شود،استفاده می­کنند. از سگ­های پلیس برای شناسایی و دستگیری تبهکاران استفاده می­کنند.

بعضی از حیوانات موها و شاخک­های حساس دارند. حشرات از شاخک­های خود برای لمس کردن، بوییدن و چشیدن استفاده می­کنند. موهایی هم که سطح بدن حشره را پوشانده­اند و در اثر کوچک­ترین تماس با هر چیزی، حساسیت نشان می­دهند، بسیار مهم هستند. این موها در صورتیکه حیوان غریبه­ای نزدیک شود، می­توانند لرزش­های پیرامون خود را دریافت و حس کنند.

موهای پیرامون دهان گربه­ماهی، دربرابر هر نوع تماس و طعم، بسیار حساس هستند. گربه ماهی از این گیرنده­های حسی، برای جستجوی طعمه­هایی استفاده می­کند که در آب­های گل­آلود زندگی می­کنند تا خوراکی یا غیر خوراکی بودن آنها را تشخیص دهد.

یک مار به کمک زبان دو شاخه خود که آن را پی­درپی از دهانش خارج می­کند، هوای دور و برش را می­آزماید. بوهای پراکنده در فضا از طریق زبان، به کیسه­هایی انباشته از سلول­های حساس به بو، واقع در سقف دهان مار، منتقل می­شود.

 

صدای حیوانات:

بیشتر گونه­های حیوانات از طریق تولید صدا، غریدن، جیرجیر یا جیک جیک، با یکدیگر ارتباط برقرار می­کنند. امواج صوتی می­توانند مسافت­های طولانی را در آب یا هوا طی کنند.

گرگ­ها در گروه­هایی متشکل از چند خانواده، زندگی می­کنند. آنها برای دفاع از قلمروی خود از علایم بویایی و شنوایی استفاده می­کنند. زوزه­های غمناک گرگ­ها، که از مسافت دور شنیده می­شود، بسیار معروف است. آنها با این کار، حضور خود در ناحیه­ای اعلام می­کنند و گله­های غریبه را از نزدیک شدن به محدوده­ی زندگی­شان، دور نگاه می­دارند. وقتی یکی از گرگ­ها زوزه کشیدن را شروع می­کند، بقیه­ی آنها هم صدا با او زوزه می­کشند.

میمون­های زوزه­کش در جنگل­های بارانی آمریکای جنوبی زندگی می­کنند. صدا یکی از شیوه­های ارتباطی موثر در جنگل­های انبوه است. هر روز میمون­های زوزه­کش، با غرش کردن، حیوانات رقیب را از محدوده­ی قلمروشان دور نگاه می­دارند. صدای زوزه­ی گوشخراش آنها را می­توان از فاصله­ی 8 کیلومتری شنید.

بعضی از وال­ها برای ایجاد ارتباط، مجموعه­ای از اصوات آوازمانند، تولید می­کنند. شگفت­آور اینکه صدای یک وال گوژپشت را می­توان از چند کیلومتری شنید. وال، تولید این صداها را از 10 تا 30 دقیقه اذامه می­دهد.

وزغ نر اروپای غربی، کیسه­ی صدای خود را مانند بادکنک، باد می­کند تا صدایش تقویت شود و بلندتر بتواند جفت خود را صدا بزند.

 

آواز پرنده:

در بهار، وقتی فصل تولیدمثل آغاز می­شود، آواز پرندگان در همه جا طنین انداز است. به نظر می­رسد والدین پرندگان با اینکار می­خواهند روش آواز خواندن را به جوجه­های خود، یاد بدهند.

پرندگان با تولید صداهای گوناگون و آواز خواندن، با یکدیگر ارتباط برقرار می­کنند. صدای پرندگان از نت­های ساده تشکیل شده است و آنها از این اصوات برای ایجاد ارتباط با یکدیگر و اعلام خطر استفاده می­کنند. اما آواز پرندگان را باید نوعی موسیقی به شمار آورد که بسیار پیچیده است. معمولا پرندگان نر آواز می­خوانند و در فصل جفت­یابی، با این کار می­خواهند توجه جفت را جلب کنند یا از لانه و قلمروشان دفاع کنند.

بعضی از پرندگان در تقلید صدای آدمیان، مهارت خوبی دارند. یکی از پرندگان سخنگوی معروف، که در اسارت نگهداری می­شد، یک طوطی خاکستری استرالیایی بود. این طوطی می­توانست تقریبا 800 کلمه را تکرار کند. مینا و باجریگار (نوعی طوطی استرالیایی با دم آبی و بدن سبز، مایل به زرد) نیز در زمره­ی تقلید کننده­های بسیار ماهرند. بعضی از پرندگان وحشی هم قادرند صدای سایر پرندگان را تقلید کنند.

 

پیام­ها و اطلاعات موجود در صدا یا آواز هر پرنده­ای، به سایر پرندگان کمک می­کند تا او را شناسایی کنند. این اصوات برای پرندگانی نظیر پنگوئن­ها و مرغان دریایی، که در یک محل و در گروهای بزرگ کنار هم زندگی می­کنند، بسیار مهم است. پنگوئن­های پدر و مادر، برای یافتن غذا و تغذیه­ی جوجه­هایشان، آنها را برای مدتی ترک میکنند. اما وقت دوباره به ساحل باز میگردند، جوجه­های خود را صدا میزنند و از محل آنها باخبر می­شوند.

یک پنگوئن بالغ هنگام بازگشت به جمع پنگوئن­ها، جوجه خود را صدا می­زند و منتظر پاسخ می­شود. نکته جالب آن است که پنگوئن مادر می­تواند صدای جوجه­اش را از میان صدای هزاران جوجه پنگوئن دیگر، تشخیص دهد.

پرندگان مهاجر برای جلوگیری از پراکندگی گروه، از نوعی صدای ارتباطی استفاده می­کنند. غازها که باید هزاران کیلومتر را در آسمان طی کنند، برای ایجاد ارتباط با یکدیگر، با ایجاد اصوات ویژه، ارتباط با یکدیگر را حفظ می­کنند تا پراکنده نشوند.

 

دیدن با اصوات:

بیشتر خفاش­ها و دلفین­ها یا شب شکار هستند، یا در میان آب­های گل­آلود، یعنی جایی که علایم بینایی کارساز نیست. دنبال غذا می­گردند. شیوه­ی شکار آنها به صدا وابسته است. خفاش­ها و دلفین­ها با استفاده از امواج صوتی بازگشتی، از محل غذا باخبر می­شوند یا راه خود را پیدا می­کنند.

هنگام شب، خفاش­ها پناهگاه­های خود را، در جستجوی غذا ترک می­کنند. خفاش­های حشره­خوار از امواج صوتی بازتابیده کمک می­گیرند تا محل طعمه را پیدا کنند. بعضی حیوانات به کمک این روش، می­توانند کوچک­ترین حشرات را در تاریکی شب بیابند و شکار کنند.

خفاش­هایی که از شیوه ردیابی امواج صوتی برگشتی استفاده می­کنند، بیشتر از حشراتی مثل بیدها تغذیه می­کنند که در هنگام پرواز، آنها را در هوا می­قاپند و می­خورند.

خفاش­ها، از جمله خفاش­های دراز گوش، گوش­هایی بزرگ و حساس دارند که باعث می­شود حس شنوایی آنها به نحو شگفت­انگیزی قدرتمند باشد. این گوش­های گسترده می­تواند به آسانی کوچک­ترین بازتاب امواج صوتی را دریافت کند.

بعضی از بیدها از روش "جا خالی دادن" استفاده می­کنند؛ یعنی با ردیابی مسیر امواج صوتی خفاش­ها، پیش از آنکه این پرندگان آنها را پیدا کنند، به سرعت با پرواز، جای خود را عوض می­کنند تا از خطر نجات یابند.

دلفین­های رودخانه، قدرت بینایی بسیار ضعیفی دارند و فقط می­توانند تفاوت روشنایی و تاریکی را تشخیص دهند. آنها با ردیابی امواج صوتی بازتابیده، انواع ماهی، میگو و هشت­پا را پیدا می­کنند تا بخورند.

مرغ­های شبانه، در غارهای تاریک واقع در عمق یک کیلومتری زمین، زندگی می­کنند. آنها تمام روز را می­خوابند و فقط شب هنگام برای یافتن میوه، راهی جنگل می­شوند. درون غارها، آنها نیز مانند خفاش­ها، از روش ردیابی به کمک بازتاب امواج صوتی، مسیر خود و محل آشیانه­شان را پیدا می­کنند تا با یکدیگر برخورد نکنند.

 

بو و رایحه:

بعضی از حیوانات، قدرت بویایی بسیار بالایی دارند واز بو برای مبادله­ی پیام­ها، استفاده می­کنند. این نوع علایم برای جفت­یابی، دور کردن دشمنان و علامت­گذاری قلمروها، استفاده می­شوند.

بیشتر حشرات از رهاسازی مواد شیمیایی ویژه­ای به نام فرومون، برای برقراری ارتباط، استفاده می­کنند. این مواد شیمیایی، معمولا بوی بسیار تندی دارند؛ به گونه­ای که فقط اندکی از آن، بویی بسیار تند و ماندگار، در محل باقی می­گذارد. بید ماده برای جلب توجه جفت خود، این ماده را در فضا آزاد می­کند.

بید نر، به کمک شاخک­های پردارش، می­تواند ماده­ی شیمیایی فرومون را، که بید ماده آزاد کرده است، دریافت کند. این شاخک­ها چنان حساسند که بید نر می­تواند از فاصله­ی چند کیلومتری بوی آن ماده را تشخیص دهد.

گوزن­ها در ناحیه زیر چشم خود، غدد تولید بو دارند. آنها صورت خود را به شاخه­های درختان می­سایند و با این کار، نشانه­ای از بو در محل باقی می­گذارند تا سایر اعضای گله، این پیام را دریافت کنند.

مورچه­ها در گروه­های چند هزارتایی زندگی می­کنند. بسیاری از گونه­های مورچه­ها هم مانند بیدها، از ماده شیمیایی فرومون، برای جا گذاشتن ردی از بو، استفاده می­کنند تا به کمک آن پیام­هایی را بین خود رد و بدل کنند. وقتی آنها به منبع غذا دسترسی یابند، بین این محل و لانه­ی خود، ردی از بو باقی می­گذارند تا سایر مورچه­ها آن را دنبال کنند. با این روش، آنها بقیه­ی هم­نوعان خود را از محل غذا باخبر می­کنند. بقیه­ی گونه­های مورچه­ها، از این روش استفاده نمی­کنند، تا سایر حشرات مهاجم به طرف محل غذا، یا خودشان، جلب نشوند.

اسب­های آبی نیز مانند کرگدن­ها، محدوده­ی قلمروی خود را با ردی از بوی مدفوع­شان، علامت­گذاری می­کنند. اسب­های آبی هنگام راه رفتن، به کمک دم خود، مدفوع­شان را در اطراف پخش می­کنند.

بیشتر حیوانات برای نشانه­گذاری محدوده­ی قلمرو خود، از بو استفاده می­کنند. علامت بو، جانوران مهاجم را از نزدیکی به این محل، باز می­دارد. گربه­سانان نر، از جمله ببرها، با ادرار روی تنه درختان یا علف­ها، محدوده­ی قلمروی خود را مشخص می­کنند.

 

رنگ­ها، نقش و نگارها

فرستادن پیام­هایی که با استفاده از رنگ­ها و نقش و نگارهای ویژه انجام می­گیرد، ارتباط بصری یا بینایی نامیده می­شود. این نوع ارتباطات در میان حیوانات، بسیار مهم است؛ اما فرستندگان و گیرندگان این پیام­ها باید از قدرت بینایی بسیار خوبی برخوردار باشند.

ارتباطات بینایی در مسافت­های طولانی کاربردی ندارد زیرا مسیر آنها توسط موانعی از جمله درختان، سد می­شود. اما استفاده از این علایم، برای ارسال پیام­های کم­مسافت، بسیار موثر است. گروه میمون­های لمور در جنگل پرسه می­زنند و دنبال غذا می­گردند. هر کدام از لمورها دم راه­راه و حلقه­ای خود را، مانند یک پرچم بالا می­برد. دم برافراشته لمور دم­حلقه­ای، به دیگر هم­نوعان او اعلام می­کند که در کدام محل است؛ این کار آنها از پراکندگی گروه جلوگیری می­کند. لمورها برای فراری دادن رقیبان، دم خود را تکان می­دهند.

بعضی از حیوانات با تغییر رنگ خود، با دیگر هم­نوعان­شان ارتباط برقرار می­کنند. ماهی­های مرکب در سطح پوست خود، هزاران کیسه­ی  محتوی رنگدانه دارند. آنها با انقباض و انبساط این کیسه­ها، تغییر رنگ می­دهند. او با تغییر دادن شکل کیسه­های محتوی رنگدانه روی سطح پوستش، می­تواند امواجی از رنگ­ها یا نقش و نگارها را، که در سرتاسر بدنش می­درخشند، منتشر کند. ماهی مرکب از نقش و نگارهای مختلف برای راندن دشمن، جلب توجه جفت یا گیج کردن طعمه، استفاده می­کند.

بوزینه­ی نر از نژاد خشن­خوی، موسوم به ماندریل آفریقای غربی، صورت ارغوانی و آبی رنگ دارد که این رنگ­ها نشانه­ی قدرتندی او است.

 

علایم هشدار دهنده:

بعضی از حیوانات از رنگ­های براق مانند سیاه، قرمز و زرد، به عنوان علایم هشداردهنده استفاده می­کنند. آنها با فرستادن این پیام­های بینایی، به جانوران می­فهمانندکه سمی هستند و اگر دست از پا خطا کنند، یا هوس خوردن­شان را بنند، مرگ­شان حتمی است.

حیواناتی که از رنگ­های روشن استفاده می­کنند، شامل زنبورها، قورباغه­ها، مارها و حلزون­های دریایی می­شود. مرگبارترین حیوانات در دنیا، قورباغه سمی آمریکای جنوبی است که پوست رنگین آن یک ماده سمی و کشنده، ترشح می­کند.

اگر قطره­ای از سم این قورباغه، به جریان خون انسان یا میمون وارد شود، مرگش حتمی است. بومیان آمریکای جنوبی برای زهرآلود کردن نوک پیکان­های­شان، از سم این قورباغه استفاده می­کردند.

کرم­های ابریشم، پروانه­ها و بیدها، طعمه­هایی آسان برای پرندگان گرسنه هستند. بعضی از آنها مثل کرم ابریشم پروانه­ی دم چلچله­ای از رنگ­های براق خود استفاده می­کند، تا به دشمن بفهمانند که آنها بدمزه و غیر خوراکی هستند!

بعضی از حیوانات، از رنگ­های خیره کننده، که حالت چشمک­زن دارند، یا علایمی که جانوران مهاجم را می­ترساند، استفاده می­کنند. بیشتر بیدها در موقع استراحت به وسیله  بال­های قهوه­ای کدر خود، به خوبی از دید دشمنان پنهان می­مانند؛ اما اگر آنها احساس خطر کنند، بعضی از نقش و نگارها روی بال­های عقبی­شان، مانند ستاره­ها، سوسو می­زنند. این نقش و نگارها، مانند چشم­های بزرگ یک جانور وحشی درنده، به نظر می­رسند، به این ترتیب دشمن، فریب چشم­های دروغین را می­خورد و بید را به حال خود رها می­کند.

مارمرجانی، بسیار زهرآگین و خطرناک است. اما گونه ای مار که بدن راه­راه و رنگین شبیه به مارمرجانی دارد، خود را همانند یک مارمرجانی سمی می­نمایاند تا از خطر دشمنان در امان بماند.

همه­ی حیواناتی که بدن رنگارنگ دارند، خطرناک نیستند. بسیاری از حیوانات بی­خطر هم برای گمراهی و فریفتن دشمن قیافه­ی حیوانات سمی و گزنده را تقلید می­کنند. مگس­های درجا بال­زن به دلیل داشتن بدن راه­راه زرد و سیاه، که آن­ها را شبیه زنبورها کرده است، از خطر دشمنان در امان می­مانند، در حالی­که آن­ها بی­آزارند و نمی­توانند نیش بزنند.

 

نوری در تاریکی:

برای بعضی از حیوانات که در شب فعالند، یا در تاریکی شب زندگی می کنند، ارسال پیام بوسیله ی نور، بسیار موثر است. این قبیل حیوانات، نور طبیعی تولید می­کنند و این کار را با استفاده از مواد شیمیایی ویژه، یا باکتری­هایی درون بدن­شان، انجام می دهند.

کرم­های شب­تاب، سوسک­های ریز جثه­ای هستند که بوسیله­ی واکنش­های شیمیایی در بدن­شان، نور سبز مایل به زرد، تولید می­کنند. این نور که کرم­های شب­تاب نر و ماده برای جلب توجه یکدیگر منتشر می­کنند، حالت چشمک زن دارد.

هر کدام از گونه­های مختلف کرم­های شب­تاب، شیوه­ی نور افشانی ویژه­ای دارد تا اعضای گونه­های هم­سان، بتواند به راحتی یکدیگر را شناسایی کند. در فصل تولید مثل کرم­های شب­تاب نر، نور خود را هم­زمان و هماهنگ روشن و خاموش می­کنند.

اعماق دریا کاملا تاریک است، چون پرتوهای نور خورشید نمی­توانند تا این عمق زیاد نفوذ کنند. بیشتر ماهی­های ژرف­زی، برای مقابله با تاریکی آب، نور طبیعی تولید می­کنند. آنها این نور را برای شناسایی یکدیگر، پیدا کردن غذا، جفت­یابی و فرار از دست دشمنان، به­کار می­برند.

ماهی­های نور­افشان زیر هر­کدام از چشم­های­شان، یک "چراغ قوه" دارند که نور درخشان آن، توسط اندام­هایی محتوی میلیون­ها باکتری شب­نما، تولید می­شود.

ماهی­های نور­افشان می­تواند نورشان را پی­در­پی روشن و خاموش کنند تا با این کار، حیوانات مهاجم که دنبال غذا هستند، کیج و سردرگم شوند.

گونه­ای از ماهی­های اعماق دریا، با چشمان درشت و دهان بزرگ، موسوم به فانوس­ماهی، اندام­های نورافشان دارند که سراسر پهلوی بدن­شان، گسترده است.

 

زبان اشاره:

چگونگی لبخند، اخم، قدم زدن یا ایستادن، حالات و احساسات درونی شما را نشان می­دهد. بیشتر حیوانات نیز به کمک حالات صورت خود و از طریق حرکات بدنی که زبان اشاره نامیده می­شود، با دیگر هم­نوعان خود ارتباط برقرار می­کنند.

وقتی یک زنبورعسل به محلی می­رسد که سرشار از منبع غذاست، به سرعت به کندو باز می­گردد و اطلاعات خود را درباره­ی محل غذا، از طریق "حرکات رقص مانند"، به سایر زنبورها انتقال می­دهد. مدت زمان و چگونگی این حرکات، به بقیه­ی زنبورها می­فهماند که مقدار غذا در آن محل چقدر است و در کجا و چه فاصله­ای قرار گرفته است.

اگر محل غذا نزدیک باشد، حرکات زنبور به صورت دایره­ای است؛ اگر در فاصله­ای دورتر قرار گرفته باشد، در آن صورت زنبور دم خود را هنگام رقصیدن، می­جنباند. به علاوه بقیه­ی زنبورها هم بوی گل­هایی که زنبور رقصان به آنها دست­یافته بود، از او استشمام می­کنند.

اگر گربه­ای احساس خطر کند، پشتش را قوز می­کند و پوست پشمالوی خود را پف می­دهد تا بزرگتر از اندازه­ی واقعی­اش به نظر برسد و هیبتی ترسناک پیدا کند. همچنین گربه در این شرایط هیس­هیس می­کند و دندان­هایش را نشان می­دهد تا دشمن را بترساند.

بعضی از حیوانات عمدا علایم دروغین ارسال می­کنند تا خودشان را از خطر نجات دهند. اگر یک اپوسوم احساس خطر کند، روی زمین و به پهلو غلت می­زند و سپس بی­حرکت روی زمین دراز می­کشد و تظاهر به مردن می­کند. بیشتر حیوانات مهاجم پس از دیدن بدن بی­حرکت اپوسوم، او را به حال خود رها می­کنند. اپوسوم پس از دور شدن دشمن و رفع خطر، از جای خود بلند می­شود و می­گریزد.

شیوه­ی حرکت یک حیوان یا وضعیت استقرار بدن او، نشان­گر پیام­های گوناگونی است که از حالات ترس گرفته تا شیطنت و عصبانیت را شامل می­شود. بیشتر حیواناتی که تهدید می­شوند، سعی می­کنند خودشان را بزرگتر و ترسناک­تر از اندازه­ی واقعی­شان، نشان دهند. مثلا فیل­ها گوش­های­شان را مانند یک بادبزن حرکت می­دهند و نعره­ای شبیه صدای شیپور، می­کشند. قوها با صدای بلند هیس­هیس می­کنند و بال­های­شان را از هم باز می­کنند و تکان می­دهند.

اگر اسب از چیزی بترسد، گوش­های خود را به عقب می­برد و دمش را پایین نگاه می­دارد؛ اما اگر اسب هیجان زده شود، گوش­هایشان را تیز می­کند و دمش را بالا نگاه می­دارد.

شمپانزه­ها جزو اندک حیواناتی هستند که مانند ما انسان­ها، برای نشان دادن عصبانیت، خوشحالی یا ترس­شان، حالات صورت خود را تغییر می­دهند. مثلا وقتی یک شمپانزه نیشخند می­زند و دندان­هایش را نشان می­دهد، یعنی هراسان است و احساس ناامنی می­کند.

وقتی شمپانزه­های جوان دهان­شان را گرد و غنچه می­کنند، یعنی آن­که غذا می­خواهند.

 

جفت­یابی:

برای حیوانات، یکی از کاربردهای اصلی استفاده از شیوه­های ارتباطی، تلاش برای همسریابی، در فصل تولیدمثل است. رقابت حیوانات نر برای انتخاب جفت معمولا با خشونت همراه است. بیشتر آنها نیز، با انجام حرکات نمایشی، سعی می­کنند توجه جفت دلخواه خود را جلب کنند.

حیوان نر برای انتخاب جفت مورد نظرش، باید نظر او را جلب کند. مثلا یکی از چنگال­های خرچنگ ویلون­زن، بلندتر از بقیه و رنگین است. بنابراین خرچنگ نر آن را طوری در هوا تکان می­دهد که توجه خرچنگ ماده را جلب کند.

خرچنگ ویلون­زن نر، در حالی­که روی نوک پنجه­ی پاهایش ایستاده، چنگال بلند خود را به حالت چرخشی، در هوا تکان می­دهد یا آن را جلو و عقب می­برد. البته خرچنگ نر برای دور کردن رقیبان خود نیز، از این چنگال استفاده می­کند.

وقتی ماهی سرطلایی دریاهای گرمسیری، با جفت خود روبرو می­شود، با حرکات رقص مانند سعی می­کند توجه او را جلب کند.

ماهی­های خوراکی نر، در فصل تولیدمثل، تغییر رنگ می­دهند تا ماده­ها بفهمند بعضی از آنها آمادگی جفت­یابی دارند. البته نوع ماده این ماهی­ها، رنگ­های کدر کم­رنگ دارند.

بعضی از حیوانات برای جلب توجه جفت، از حرکات رقص مانند و آواز استفاده می­کنند. گوزن قرمز نر، برای دور کردن رقبای خود نعره می­کشد. عقرب نر هم انبرک­های عقرب ماده را می­گیرد و به حالت رقص به دور او می­چرخد. ماهی آبنوس هم با انجام حرکات زیگزاگ، سعی می­کند جفتش را به سمت لانه بکشاند. البته پس از آن که ماهی آبنوس ماده تخم­گذاری کرد، ماهی آبنوس نر مسوولیت مراقبت از تخم­ها را بر عهده می­گیرد.

جفت­یابی برای عنکبوت­های نر، با خطرات فراوان همراه است؛ اگر عنکبوت نر مراقب خود نباشد، عنکبوت ماده ممکن است او را با طعمه اشتباه بگیرد و بخورد! عنکبوت­های نر برای شناساندن خود به جفت، از روش­های گوناگونی استفاده می­کنند. عنکبوت جهنده­ی نر، به کمک پاهای خود که آنها را به شیوه­ی مخصوص تکان می­دهد، به عنکبوت ماده می­فهماند که آماده­ی جفت­یابی است.

موش­های کور برهنه، جوندگانی هستند که در زیر زمین، و در داخل لانه­هایی تونلی­شکل، در گروه­هایی متشکل از چند خانواده، در کنار هم زندگی می­کنند. قدرت بینایی آنها به دلیل زندگی در جاهای تاریک، بسیار ضعیف است. در فصل جفت­یابی، موش­های کور نر، سر خود را به سقف تونل­ها می­کوبند که موش­های کور ماده لرزش ناشی از این کار را احساس می­کنند.

 

حرکات نمایشی در پرندگان:

در فصل تولیدمثل، پرندگان نر برای جلب توجه جفت، از شیوه­های گوناگون استفاده می­کنند. آنها می­رقصند، آواز می­خوانند و پرهای رنگین خود را به نمایش می­گذارند؛ حتی برای جفت­شان هدیه می­آورند یا مهارت لانه­سازی­شان را به رخ می­کشند.

مرغان بهشتی نر، پرها و بال­های رنگارنگ و بسیار زیبا دارند، که در فصل جفت­یابی، برای جلب توجه جفت، از آنها کمک می­گیرند. مرغ بهشتی نر، در حالی­که به حالت وارونه از شاخه­ی درخت آویزان شده است، پرهایش را مانند یک چتر از هم باز می­کند تا با نشان دادن پرهای زیبایش، نظر جفت را به خود جلب کند.

هم­زمان تعدادی از مرغان بهشتی نر روی یک درخت، پرها و بال­های زیبای­شان را به نمایش می­گذارند تا مرغان بهشتی ماده، از میان آنها، یکی را که خوش­رنگ­ترین است به عنوان جفت انتخاب کنند.

مرغابی نر دریاهای گرمسیری، برای جلب توجه جفت، کیسه­ی سرخ رنگ زیر گلوی خود را مانند یک بادکنک باد می­کند؛ حتی ممکن است او به مدت چندین ساعت با این گلوی بادکرده منتظر بماند تا یک پرنده­ی ماده او را انتخاب کند.

طاووس نر، پرهای باشکوه دمش را، مانند یک چتر، از هم باز می­کند و تکان می­دهد. او با این حرکات، سعی می­کند نظر طاووس ماده را، که پرهای قهوه­ای کدر دارد، جلب کند.

مرغ نغمه خوان استرالیایی، یا مرغ آلاچیق، برای تحت تاثیر قرار دادن جفت، به سختی تلاش می­کند. برای این­کار، ابتدا مرغ آلاچیق با دو ردیف شاخه، سقفی طاقی شکل، می­سازد و سپس آن را با چیزهای رنگارنگ، از جمله گل­ها، پرها و صدف­ها تزیین می­کند. به علاوه برای هرچه زیباتر شدن این آلاچیق، با استفاده از عصاره­ی میوه­های رنگی جنگلی، آن را رنگ­آمیزی می­کند.

مرغ آلاچیق ماده، پس از بازبینی دقیق آشیانه­ی جفتش، در صورتی­که آن را پسندید، در لانه اقامت می­گزیند، و جفت او می­شود.

 

 

 پیام­رسانی در حیوانات (مجموعه در قلمرو حیوانات)- انتشارات دلهام

من در رشته تولید و بهره وری گیاهان دارویی و معطر تحصیل کردم، همچنین فارغ التحصیل در رشته مهندسی منابع طبیعی گرایش محیط زیست هستم. سعی من برآنست اندکی از مباحثی که آموخته ام را به اجرا بگذارم. با احترام از مساعدت های خانواده و دوستانم صمیمانه سپاسگزارم و سر فرود می آورم ... در پناه خداوندگارم باشید.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :